<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>میداف</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 17 Nov 2009 00:23:19 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تناقض تفکر آخوندی با بشر و حقوق‌اش</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-324.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;گفت: رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ر- ه- س- ش- د-ذ-) را می‌شناسی؟&lt;BR&gt;لحظه ای به فکر فرو رفتم و گفتم: از بس تعدادشان زیاد است نمی‌دانم کدامین مُفت‌خور را می‌گویی؟ از این که بگذریم؛ کدام آموزش؟ کدام پژوهش؟ چه مؤسسه‌ای؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟ چه بندی چه بساطی؟ پول مملکت را مُفت و بی‌هوده هدر می‌دهند.&lt;BR&gt;گفت: منظورم آیت‌الله العظمی الشیخ المصباح الیزدی‌ علیه‌السلام است، که ولي فقيه را ستون خيمه اسلام در زمان غيبت خوانده است و گفته بدون آن اسلام از بين خواهد رفت.&lt;BR&gt;گفتم: این همان آخوند کریه‌المنظری که تمام قد جلو رهبر به‌زمین غلطید و قصد لیسیدن نعلین وی را داشت نیست؟&lt;BR&gt;گفت: به‌هدف زدی؛ خود خودش است. این هم &lt;STRONG&gt;(&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=TDvk0aLzLsQ&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فیلم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;)&lt;/STRONG&gt;اش.&lt;BR&gt;گفتم آیا خبر داری هنگام پهن‌شدن شیخ بر روی زمین و دولا شدن‌اش برای بوسه‌زدن بر نعلین رهبر و خم‌شدن و به زانو رفتن مقام معظم رهبری برای بلند کردن‌ او از روی زمین، کسی از حضار نوشابه‌ای، چیزی به این دو آیات عظام و علمای اعلام تعارف کرده است؟&lt;BR&gt;گفت: نه‌خیر خبر ندارم. از توی فیلم هم که چیزی رؤیت نمی‌شود ولی اگر تسامح و تساهلی هم صورت گرفته باشد می‌توان در آینده نه‌چندان دور جبران کرد. اللهُ اعلم بالکُل‌الامور.&lt;BR&gt;گفتم: من فعلا حرفی ندارم که این موجودات آبروی آخوند و روحانیت را می‌برند! آبروی اسلام را که بحمد‌الله سالها‌ست برده‌اند و چوب حراج‌اش را زده‌اند. من دلم برای این می‌سوزد که این نابکاران نام ایرانی بر خود می‌‌نهند، آبروی همه را برده‌اند آبروی ایران و ایرانی را نیز لکه‌دار می‌کنند.&lt;BR&gt;گفت: حضرت‌ مصباح فرموده است که: &quot;دفاع از آب و خاك كشور زماني ارزش واقعي پيدا مي كند كه براي اسلام باشد&quot;.&lt;BR&gt;گفتم: چون میدان را خالی دیده است و کسی نبوده توی دهن‌اش بزند این مزخرفات را تحویل فرماندهان ارشد سپاه داده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;فرماندهان ارشد سپاه نیز لایق همین هستند که آخوند بوگندویی نظیر مصباح این چنین مزخرفاتی تحویل‌شان دهد.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;‌آفت‌ گیاهی یا نباتی، منحصر می‌شود به آسیب‌ دیدن کشت‌‌زار‌ها و مزارع. مثلا محصولات گندم، ذرت و غیره... و محدود می‌شود به خسارت دیدن نهال‌ها و تاکستان‌ها‌‌، که کشاورزان برای مبارزه با آن آفت و خلاص شدن از شر حشرات موذی، به سم‌پاشی شیمیایی و امشی‌زنی متوسل می‌شوند.&lt;BR&gt;سوا از آفت‌زدگی مزارع، آفت‌زدگی جامعه بشری نیز داریم، که در رأس آن آفتی به‌نام ملا زدگی و یا شیوع اپیدمی‌ای به‌نام آخوندیسم مذهبی است، که حامل ویروس‌های مخوفی هستند بنام تفکر متحجرانه، انحصارطلبی مطلق، مال‌اندوزی، قتل و چنایت و تجاوز، بی‌وطنی، پوست‌کلفتی، بی‌عاری، که انسان و طایفه بشری را، نه تنها در ایران و در منطقه اطراف‌اش، که در کُل جهان آلوده و ملوّث می‌سازند و باید راه مبارزه با آن آفت و این اپیدمی را بدون رودربایستی و ملاحظه‌کاری و من بمیرم تو بمیری، شناخت و در پاک‌سازی محیط زیست بی‌محابا به‌کار برد و به ضد عفونی و امشی‌‌ کردن‌اش در مزرعه بشری پرداخت.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;حقوق بشر یعنی چه؟ چگونه می‌توانیم موجوداتی نظیر خامنه‌ای و مصباح و احمد خاتمی و طائب و مرتضوی و جنتی را بشر بنامیم؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;اصولا چه کسی بشر بودن یا نبودن موجودی را تعیین و بر اساس کدامین معیار و محاسبه کدامین مقیاس اندازه بشری او را تبیین می‌کند؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;مگر کسی که صرفا روی دو پای‌اش راه رفت و مثل طوطی تکلم کرد بشر است و از حقوق بشری برخوردار می‌شود؟ مرغ هم روی دو پایش راه می‌رود! گوریل هم روی دو پایش راه می‌رود! صدام ملحد عفلقی هم روی دو پایش راه می‌رفت! سردار رادان و سردار جعفری و سردار نقدی و سردار نسیه‌ای هم روی دو پای خویش راه می روند، فُحش ناموسی و دستور تجاوز می‌دهند. آیا ما می‌توانیم بیاییم و بگوییم این موجودات بشر هستند؟ و حقوق و ارزش بشری شامل آن‌ها می‌شود؟&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;آن‌ها که دم از حقوق بشر، مساوات و برابری آخوند و آخوند‌مسلکان با ایرانیان پاکزاد می‌زنند، دنباله رو همان کسانی هستند که در اوایل فتنه در سی‌‌سال پیش با ساده‌ لوحی می‌گفتند: بگذارید آخوندها یک‌سالی روی کار باشند ببینیم چه می‌کنند؟ و وطن‌پرستانی نظیر شادروان شاپور بختیار می‌گفتند: گول آخوند دغلباز و مکار را مخورید! آخوند اگر مسلط شد تا ایران را ویران نکرده است ول کن معامله نیست. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;می‌گفتند آخوند وطن ندارد، که دل‌اش برای وطن و میهن بسوزد. در فطرت او جز خراب‌کاری هنر دیگری عجین نشده است.&lt;BR&gt;آخوندهایی نیز که به‌ظاهر سر به‌اعتراض با هم‌ریشان خویش برداشته‌اند، غم ایران ندارند! آن‌ها به‌درستی بیم آن دارند، حکومت را، که پس از چند قرن‌ تلاش در دغلکاری و عوام‌فریبی، اینک با خوردن دری به‌تخته، به‌سهل و سادگی به‌دست آورده‌اند، مبادا بر اثر حماقت و ندانم‌کاری و زیاده‌طلبی بقیه همکاران و هم‌ریشان‌شان به‌همان سهل و سادگی از دست بدهند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;این است غم منتظری، صانعی، مکارم شیرازی و کدیور و که ... و که ...&lt;IMG align=left src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ChFm0uXSEZWZhM:http://bizimtabriznews.com/thumbnail.php%3Ffile%3Dtazahorat/i17_19370165.jpg%26size%3Darticle_medium&quot; width=140 height=120&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3333ff&quot;&gt;آیت‌الله مصباح یزدی&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;: &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3333ff&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;لواط &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3333ff&quot;&gt;و زنا با زندانی سیاسی به‌منظور اعتراف‌گیری توسط بازجو جایز است&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 00:23:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=324</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-324.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عذر‌خواهی به‌سبک نلسون ماندلا؟</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-323.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=right&gt;هم‌وطنی می‌گفت: پس از سقوط رژیم، دولت‌مردان اسلامی، که به‌نام خدا و با تکیه بر اسلحه ظلم کرده‌اند، زندانی کرده‌اند، شکنجه کرده‌اند، تجاوز کرده‌اند، باید بیایند پای تلویزیون و از مردم ستمدیده عذرخواهی بکنند. همانطور که نلسون ماندلا، قهرمان مبارزه با آپارتاید و سیاستمدار صلح‌طلب، مجرمان رژیم پیشین آفریقای جنوبی را قانع کرد، یا مجبور کرد، برای قتل‌ها و معصیت‌هایی که مرتکب شده‌‌اند از مردم عذر‌خواهی بکنند...&lt;BR&gt;و ادامه داد: این عمل انسانی‌تر، پذیرفته‌تر و بسیار کارساز تر از آن‌است که دادگاه و محکمه‌ای تشکیل بشود و حضرات را با عمامه‌شان حلق‌آویز بکند. و مکلاهای‌شان را با پا از جرثقیل آویزان.&lt;BR&gt;گفتم: نخست این‌که نلسون ماندلا شهرت و احترام جهانی‌اش را تنها مدیون شخصیت والای خویش و مرهون قدرت اغماض دز مقابل ستم‌هایی که در طول مدت 27 سال زندان یر‌ او رفته است نیست! این همه را مدیون و وامدار &lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;زندانبان‌ها&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; و نگهبانان خویش نیز هست.&lt;BR&gt;گفتم توجه به این نکته ضروری‌ست، که زندانبانهای سفیدپوست، یا سیاه‌پوست خاج‌پرستِ نامسلمانِ آفریقایی را با زندانبانهای مسلمان و متعهدِ نُخبه‌کُش اسلامی‌ی ذوب شده در ولابت مطلقه سید علی، مقایسه نکنیم!&lt;BR&gt;&quot;نلسون ماندلا&quot; اگر در یک کشور مسلمان، بویژه در جمهوری اسلامی و اگر نه در جزیره &quot;روبن&quot;، ‌که در پایتخت ایران یا هر گوشه‌ی دیگری از ام‌القراء اسلام زندانی می‌شد، هرگز به‌این مقام والایی که اینک به آن دست یافته است نمی‌رسید. یعنی برادران متعهد در جمهوری ناب محمدی، وی را با بطری نوشابه اسلامی و با باطوم مارکِ ولابتِ مطلقه فقیه، چنان نوازش می‌‌دادند، که هرگز هوس مقاومت در برابر رژیم آپارتاید نکند و برای همیشه احساس انسان بودن و شرف انسانی داشتن از یاد ببرد و آن‌چنان آبرویش جلوی زن و بچه و رفیق و دوست و آشنا می‌بردند، که مرگ و خودکشی را بر فهرمانی مبارزه با ظلم و تعدی ترجیح دهد. ایضا پاسداران بیضه اسلام آن‌چنان تحقیر و از قهرمان‌شدن بیزارش می‌کردند که جایزه صلح نوبل را با پوشه و دوسیه‌اش دودستی توی فرق سر آلفرد نوبل مرحوم بکوبد و عطایش را به لقایش ببخشد، یا بالعکس!.&lt;BR&gt;دیدم هاج و واج مثل جن‌زده‌ها نگاهم می‌کند. پا از روی ترمز برداشتم و باز گاز دادم و گفتم: کمال ساده اندیشی‌، اگر نگویم ساده‌لوحی است، اگر تصور بفرمایید فردی مثل رفسنحانی، خامنه‌ای، شاهرودی و خاتمی و صدها آخوند بالغ و نابالغ دیگر بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شوند و از اجرای احکام الاهی اظهار ندامت می‌کنند و در مقابل مردم به‌عذرخواهی می‌پردازند و از آزار‌دیدگان و از خانواده مقتولین طلب مغفرت می‌کنند!&lt;BR&gt;گفت: پناه می‌برم بر ‌خدا ...&lt;IMG align=left src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:bGMpbWoACw4lAM:http://www.africanfilm.com/images/films/voices_2.jpg&quot; width=120 height=90&gt;&lt;BR&gt;گفتم: اگر توانستی پیدایش بکنی! او نیز سال‌هاست از دست آخوندها در گوشه‌ یکی از آسمان‌های هفت‌گانه‌اش پنهان شده است و خوب می‌داند اگر روزی آفتابی بشود این‌بار سیدعلی ریش‌اش را می‌گیرد و او را از عرش به‌زیرش می‌کشد، پای میز مذاکره و معامله‌اش می‌‌نشاند و آبروی نداشته را، مثل سلف‌اش، با وی معامله می‌کند.&lt;BR&gt;گفت: بعضی از هموطنان خیلی جوش می‌زنند و حکم به لغو مجازات اعدام می‌دهند.&lt;BR&gt;گفتم: به این جور افراد می‌گویند خیالباف و رؤیایی... همین افراد هستند که معتقدند دین اسلام با فرهنگ و با تمدن ایرانی‌ عجین شده و جوش خورده است و نمی‌شود دین‌ را از آن‌ها گرفت یا تغییری در آن داد ولی خود مصمم‌اند یکی از اصول مهم و یکی از ارکان آن، یعنی قانون قصاص و به‌سزا رسانیدن قاتل را، از آن‌ها بگیرند. امام خمینی ( صلواةالله علیه و اولاده، رضی‌الله عنه) تا دم آخر از گردن زدن هفتصد یهودی به‌دست امام علی حکایت می‌کرد و این عمل را یکی از افتخارات اسلام می‌شمرد. اینک دایه‌های دل‌سوز تر از مادر نسخه برای مردم می‌پیچند و می‌گویند اگر مجرمین به حقوق ‌و متجاوزین به‌ناموس مردم را بکشید آن‌ها هم روزی که دوباره به‌قدرت برسند تلافی خواهند کرد. زهی خیال باطل. هدف تنها مبارزه با آفت آخوندیسم نیست کسانی که قصد هموار کردن راه برای تجاوز آینده آن‌ها نیز در سر دارند باید تعلیم ببینند.&lt;BR&gt;این حضرات معتقدند ما نیز باید به‌سبک &quot;نلسون ماندلا&quot; رفتار کنیم.&lt;BR&gt;یعنی قاضی مرتضوی در تلویزیون ظاهر بشود و بگوید: من اقرار می‌کنم که نخست به‌همسر سپس به‌دختر و پسر شما تجاوز کردم آن‌گاه سرشان را آن‌قدر به‌دیوار کوفتم تا بدرک واصل شدند. حالا نیز از شما عذر می‌خواهم و به رئوفت اسلامی شما متوسل می‌شوم. جوان بودم و طالب نام و مقام. مرا به‌بزرگواری خود ببخشید. اگر روزی روزگاری دوباره به‌قدرت رسیدم قول می‌دهم اول سرشان را به‌دیوار بکوبم بعد به آنها تجاوز بکنم.&lt;BR&gt;حسین شریعتمداری هم جای مُهر را بر پیشانی‌اش نشان بدهد و بگوید این لکه سیاه نشان از اسلامی بودم من ندارد و این علامت جای مُهر و علامت تدّین من نیست؟ این لکه سیاه لکه ننگی‌ست که &lt;A href=&quot;http://images.google.com/images?hl=en&amp;lr=&amp;safe=off&amp;um=1&amp;sa=1&amp;q=%D9%BE%D9%88%D8%B1+%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C&amp;btnG=Search+images&amp;aq=f&amp;oq=&amp;aqi=&amp;start=0&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;پور‌محمدی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; با داغ کردن آهن روی پریموس و فشار آن بر پیشانی‌ام یادم داده است.&lt;BR&gt;خامنه‌ای هم ظاهر ب‌شود و بگوید من ولی فقیه بودم آن‌هم از نوع مطلقه‌اش، هر کاری که کردم طبق قانون اساسی بود. شما هم اگر بجای من بودید و از این‌همه قدر لایزال برخوردار، همین می‌کردید. کما اینکه اینک نیز تصمیم دارید مرا با پا به‌جرثقیل در میدان آزادی آویزان کنید. آن‌قدر که طعمه لاش‌خورها و کرکس‌ها بشوم.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;ما می‌گوییم کسی قصد گرفتن دین و مذهب از کسی ندارد فقط بر این باوریم که دین و مذهب و نیایش به‌درگاه خدا امری‌ست خصوصی و سوا از دخالت در حکومت و دولت، مبرّا و به‌دور از فشار و نفوذ در زندگی خصوصی و عمومی مردم. می‌گوییم کسی حق ندارد به‌نام دین و مذهب و در پوشش امر به‌معروف و نهی از منکر، قوانین شرعی و مذهبی، یا هر قانون مرتجع دیگر را به‌کسی تحمیل کند. می‌گوییم برای پاک‌سازی ایران از آفت ملا و اپیدمی آخوندیسم سه قرن، یعنی چهار نسل وقت لازم داریم تا با قدرت تمام نسل‌های آینده را از هرگونه سفسطه و دغلبازی و عوام‌فریبی آخوند بر حذر داریم. این وظیفه ما است در قبال نسل‌های آینده. &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:41:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=323</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-323.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>و پس از سقوط ...</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-322.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;محمدرضاشاه خیلی دیر صدای انقلاب را شنید و به‌احتمال تا آخرین نفس هم نفهمید چه شد و چرا مردم قیام کردند؟ او تا لحظه آخر بر این تصور بود که قدرت‌های بیگانه در سرنگونی رژیم‌ پادشاهی دست داشته‌اند.&lt;BR&gt;&quot;علم&quot; در خاطرات‌اش می‌نویسد: شرفیاب شدم، اعلیحضرت از شلوغی دانشگاه و تظاهرات‌ دانشجویان خشمگین بودند. فرمودند: این‌ها چی می‌خواهند؟ تحصیل رایگان که دارند، همه‌گونه امکانات که در اختیار‌شان گذاشته‌ایم! دیگر چه می‌خواهند؟&lt;BR&gt;کسی جرأت نداشت به شاه بگوید مردم تشنه آزادی‌اند! بگویند ما ملت فرهیخته‌ای هستیم، مردم آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی ... می‌‌طلبند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;هر کس سعی داشت به‌نحوی خاطر مبارک را آسوده نگهدارد. علم دست او را می‌بوسید و می‌گفت: دانشجو همین است! همیشه ناراضی‌ست، همیشه سر و صدا می‌کند، یکی دو روز شلوغ می‌کنند و بعد آروم می‌گیرند. و برای این‌که طبق معمول نیشی هم به‌هویدا، که خود او را در غیاب &quot;کازیمودو&quot; می‌نامید، زده باشد می‌گفت: علت‌اش این است که دولت پیش‌رفت‌های مملکت را به‌حد کافی و به‌درستی تبلیغ نمی‌کند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;نخست‌وزیر می‌گفت: خاطر مبارک آسوده باشد. تعدادی بچه کمونیست قاطی دانشجوها شده بودند که دستگیر شدند. شریف امامی و مهندس ریاضی می‌گفتند: خاطر اعلیحضرت همایونی آسوده، چیزی نبوده! هنگام سخنرانی‌ی یکی از اساتید، یک دانشجوی روانی در تهِ کلاس شعار داده، استاد هم او را از کلاس بیرون کرده است، همین ... و اعلیحضرت به‌فکر فرو می‌رفت و می‌گفت: آخه این شلوغی‌های اخیر کار یکی دو دفعه نیست... اساتید دانشگاه در این مورد چه می‌گویند؟&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;شاه اگر دیر صدای مردم را شنید، خامنه‌ای صُمّ بُکم هیچ صدایی نمی‌شنود. او به‌خواب اصحاب کهف فرو رفته است. وقتی می‌گویند کارهای بزرگ را به آدم‌های کوچک سپردن غلط است نتیجه‌اش همین خامنه‌ای و احمدی نژاد می‌شوند.&lt;BR&gt;آدم از خود می‌پرسد: گیرم شاه در ناز و نعمت بزرگ شده بود، درس خوانده فرنگ بود، نظامی‌وار تربیت شده بود، با مردم عادی دم‌خور و دمساز نبود، با بقال و چقّال برو بیا نداشت، برای ادای فریضه نماز جرأت پریدن از قطار را نداشت، شاید هم اصلا نماز نمی‌خواند. خامنه‌ای اما دیگر چرا؟ او، که به‌قول خودش نصف عمردر دوران شباب را، یا روی منبر گذرانده یا در زندان و تبعید به‌سر برده است؟ و زن و بچه‌های قد و نیم‌قدش در تقلای کسبِ معاش، به‌درب منزل این خیرخواه، یا به‌ حجره آن حاجی، یا به‌ بیت آقای منتظری رجوع و یا ‌درب خانه مراجع دیگر را دق‌الباب می‌کردند (گزارش شاهدان عینی).&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;به زندان رفتن‌‌اش هم در زمان طاغوت صرفا برای کسبِ وجهه بود و لاغیر. او نه در خط خمینی بود و نه کسی در آن مجموعه او را تخویل می‌گرفت و نه اصولا مثل رفسجانی و امثالهم در فتنه و بلبشوی پانزده خرداد سنه چهل و دو پرونده‌ای داشت. روضه‌ای می‌خواند و چند تومنی صدقه می‌گرفت. تهِ ‌صدایی هم داشت که گهگاه در مصیبت و گرفتاری طفلان مسلم و یا در اسیری حضرت زینب دهنی مرثیه می‌خواند و اشکی در می‌آورد. جرم‌اش حد اکثر این بود که از دهن‌اش در می‌رفت و کنایه‌‌ای به سپاه دانش و نیش‌زبانی به سپاه بهداشت می‌زد، که نه از ره کین بود، اقتضای طبیعت‌اش این بود. و یا مثلا ایرادی از اهداف انقلاب سفید می‌گرفت، که ساواک برای این‌کار، بدون استعمال بطری نوشابه اسلامی و یا نوازش با باطوم ناب انقلابی، چند روزی تو هلفدونی‌اش می‌انداخت و او پس از آه و ناله و غلط‌ کردم و گول‌ام زدند و چه و چه ... ول‌اش می‌کردند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;آن‌هایی که با او هم‌سلول بوده‌اند می‌گویند هرچه پیراهن و پارچه بدست‌اش می‌رسید عمامه می‌ساخت و به‌دور سرش می‌پیچید، و اگر پارچه‌ای در دست‌رس نبود از پتوی زندان استفاده می‌کرد، که از سنگینی آن گردن‌اش خم می‌شد. آری او سخت محتاج احترام بود، از مأموران زندان نمی‌شد دستِ‌کم از هم‌سلولی‌هایش. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;او بدین وسیله کسبِ وحهه و اعتباری می‌کرد و جلو آخوند های قد و نیم‌قد پُز می‌داد که مثلا: بعله ... ما هم سیاسی هستیم و ساواک شاه از ما حساب می برد! در نتیجه منبرش چند روزی شلوغ‌ می‌شد و مزدش از 25 ریال به پنج تومان صعود می‌کرد. بعدها که ساواک به‌ترفند‌اش پی برد تبعیدش کردند به ایران‌شهر.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;زندان رفتن در زمان شاه برای آدم اعتبار و حیثیت به‌ارمغان می‌آورد، عزت و شوکت و احترام نصیب او می‌کرد، سربلندی و افتخار به‌دنبال داشت. این جوری نبود که هر بقال و چقالی به این امر مُفت ‌خَر شود. نمایندگان ادوار مختلف مجلس آخوندی، هنوز هم افتخار می‌کنند که زندان رفته‌اند و به هم فخر می‌فروشند که این یکی شش ماه بیش‌تر از آن دیگری مزه زندان شاه را چشیده است، که در مقایسه با زندان‌های اسلامی در حقیقت هواخوری بود. نه اثری از بطری نه خبری از باطوم...&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;قصدم از سخنان فوق ذکر مصیبت دوباره نبود، بل‌ می‌خواهم بگویم پس از سقوط رژیم، مسؤلیت و وظیفه خطیری بر ‌عهده داریم. زمان عمل فرا می‌رسد. باید یک‌بار و برای همیشه، با اپیدمی آخوندیسم و با تفکر آخوندی تصفیه حساب کرد... ما این مهم را مدیون نسل‌های آینده هستیم. .&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=g_E0aJtpP0U&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;این فیلم[+]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; را لطفا اگر هم دیده‌اید مجددا تماشا بفرمایید!&lt;BR&gt;سخنان خمینی مایه عبرت است. ما اجازه غفلت و جا برای فرصت‌سوزی نداریم، مبادا روزی مثل آقای خمینی اظهار پشیمانی بکنیم و غبطه بخوریم، که چرا بی‌تجربگی کردیم و تا تنور داغ بود کار را یکسره نکردیم. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;تجربه سی سال گذشته به ما نشان داد که کار از تعامل و تسامح گذشته است!&lt;BR&gt;بیم از سرزنش نزد افکار عمومی جهان امری بی‌هوده است. جهان گرفتاری‌های خودش را دارد و سرش به‌کار خودش مشغول است. در گرما گرم خیزش و در بحبوحه براندازی و تصفیه، مردم جهان انتظار هر‌ گونه عمل انقلابی از مردم عاصی را دارند. تصفیه و قربانی‌شدن حدود دو تا سه میلیون آخوند و ذوب‌شدگان‌شان، همچنین رُفت و روبِ آخوند‌مسلکان وطن‌فروشی نظیر متکی‌ها، لاریجانی‌ها، احمدی نژاد‌ها، شریعتمداری‌ها و پارازیت‌های دیگر امری‌ست الزامی و چون و چرا بر نمی‌دارد. هر گونه مدارا وتسامح، ساده ‌لوحی‌ست. هدف، آزاد سازی هفتاد میلیون ایرانی از نکبت و عوامفریبی و دکانداری آخوندی ست. نه کوتاه‌مدت که برای همیشه. این‌ قوم اگر دست‌شان برسد به‌مادر خود هم رحم نمی‌کنند. &lt;IMG align=left src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:dMX92woXo5EhmM:http://www.img98.com/images/lbb7guzl55dszo93hweg.jpg&quot; width=203 height=153&gt;نگویید با تصفیه تعدادی آخوند حس انتقام‌گیری در بقیه‌ زنده می‌شود. کدام بقیه؟ بقیه‌ای وجود نخواهد داشت که انتقامی در کار باشد! اگر صحبت‌های خمینی را در فیلم فراموش کرده‌اید، یکبار دیگر به آن گوش دهید. اشتباهات(!) او را تکرار نکنیم.&lt;BR&gt;حقیقت این است که ما ایرانی‌ها از عمل‌کرد وحشیانه و از وطن‌فروشی‌های علی خامنه‌ای و احمد خاتمی و حسین طایب و محمود هاشمی شاهرودی و امثالهم... گله‌ و شکایتی نداریم. می‌گوییم حَرجی بر آن‌ها نیست. چه ما انتظار دیگری هم از این قوم ایران‌ستیز نداشته‌ایم و نداریم. آن‌ها بنا به‌خصلت ضد ایرانی و بر حسب وظیفه اسلامی! همان اعمال وحشیانه اجداد بادیه‌نشین‌ هزار و چهار صد سال پیش خویش را تکرار می‌کنند ...&lt;BR&gt;این موجودات پس از سقوط نیازی به ‌دادگاه و محکمه ندارند. هویت‌شان معلوم شود کافی‌ست. به‌حساب آن‌هایی نیز که نام ایرانی بر خود نهاده و نوکری این وحشی‌زادگان را می‌کنند باید به‌موقع رسید. کار از پند و نصیحت گئشته است.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;می‌گویند آخوند خوب هم داریم. زهی ساده‌اندیشی و بی‌خبری. منتظری مخترع ولایت فقیه، هنوز در مقام بزرگ‌ترین مرجع شیعه در ایران، فتوا به‌ لغو تز تحقیر‌‌انگیز&quot; ولایت&quot; را نداده است. سهل است هنوز هم ملت ایران را گوسفندانی می‌پندارد که محتاج چوپانی بنام ولایت فقیه هستند.&lt;BR&gt;در انتقاد از نابکاری‌های بی‌شمار خامنه‌ای و شکنجه و تجاوزاتی که ذوب شدگان‌اش اِعمال می‌کنند، هنوز هم در رد عوام‌فریبی‌های خامنه‌ای، آخوند منتظری منتظر استفتا‌ از میر حسین موسوی و از دیگران است! تا با کج‌دار و مریز و یکی به‌نعل و یکی به‌میخ در مذّمتِ بخشی از کرده‌ها و گفته‌های ولی امر‌ حرفی بزند و ایرادی بگیرد.&lt;BR&gt;قدرت فساد می‌آورد قدرت مطلق فساد مطلق. چطور هر بچه‌مدرسه‌ای این را می‌داند و منتظری حالی‌اش نیست؟ از کسانی که خامنه‌ای را قبل از انقلاب می‌شناختند بپرسید! آیا هرگز کسی باور می‌کرد این آخوند بی‌چاره فقیر بی‌نوا از فرعون و نمرود هم مستبد‌تر بشود؟ این مشکل خامنه‌ای بالاخص نیست. قدرت مطلق و ولایت امر را در دست هر کس بگذارید نتیجه همین می‌شود!&lt;BR&gt;آیا آقای منتظری و دیگر علمای اعلام و حجج اسلام و آیات عظام درکی از علم روان‌شناسی وآزمون و شناختی از جامعه‌شناسی داشتند؟ یا اینک دارند، که رأی بر ولایتِ یک فرد بیمار و عقده‌ای می‌دهند؟ و آیا متوجه هستند که قدرت فائقه، هر مسلمانی را به نمرود و هر پا منبری را به‌شمر تبدیل می‌کند؟.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;محمد خاتمی در مدت هشت سال ریاست جمهوری، با پشتوانه بیست‌میلیون رأی، قلب‌اش با ملت نبود و استاد در فرصت‌سوزی بود، که مردم پیامد‌هایش را اکنون با پوست و گوشت لمس می‌کنند. فکر و ذکرش در&quot;مصلحت نظام&quot; و در چگونگی دوام آن موج می‌زد. او به‌سبک خود چنان در مصلحت نظام آخوندی ذوب شده بود که حاضر بود همه چیز را فدای آن کند.&lt;BR&gt;کما این‌که تا کنون نیز کلامی در تقبیح نظام، مبنی بر زندانی نمودن و در بلاتکلیف گذاشتن یار گرمابه و گلستانش، محمدعلی ابطحی، نگفته است و سخنی در ملامت افسارگسیختگان حکومتی بر لب نیاورده است. نامه‌ای، دست‌خطی به مجامع بین‌المللی ننوشته است. یک روز دست به اعتصاب غذا نزده و با این عمل اعلام همبستگی با دوست‌اش ابطحی و با هم‌زندانیان اصلاح‌طلب‌ وی نکرده است. دست‌خطی به رهبر نفرستاده و در ذم شکنجه‌ها و تجاو‌ز‌ها، خطی بر کاغذ نیاورده است. آری مصلحت نظام اجازه نمی‌دهد.&lt;BR&gt;هم اکنون نیز اگر پس از چند ماه &lt;A href=&quot;http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=87813&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;حرفی می‌زند[+]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; صرفا سفسطه‌بافی‌ست و حاوی دغدغه و دلواپسی برای حفظ نظامی‌ست که در سراشیبی و خطر سقوط قرار گرفته است، و او سعی در نجات‌اش دارد. او غم ملت ندارد. سطر به‌سطر روضه‌خوانی‌ی مفصل‌اش در راستای حفظ نظام و نجات آن است. این جمله از اوست: «انقلاب اسلامی منشأ هویت ماست و نقطه عطف در تاریخ ایران هم جمهوری اسلامی است.» تو خود حدیث مفصل بخوان ....&lt;BR&gt;بعضی از آخوند‌ها نیز به منظور تثبیت حکومت‌شان دست به ترفند&quot; جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه‌&quot; شده‌اند.&lt;BR&gt;ملت اما می‌گوید پاک‌سازی ایران‌زمین از هر ولایتی و از هر گونه انحصار طلبی دینی.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;در ایران آینده باید هر ایرانی، با هر مرام و مسلکی، اعم از یهودی و زردشتی، سنی یا بهایی حق رئیس‌جمهور شدن، قاضی‌القضات شدن، رئیس مجلس شدن و اصولا حق رسیدن به هر مقامی را داشته باشد. شایستگی ملاک است و نه طول و عرض دین و مذهب‌.&lt;BR&gt;آخوند اما، تا وجود خارجی دارد، هرگز با این گونه طرز فکر بشر‌دوستانه دمساز نخواهد بود، خصلت‌اش، فطرت‌اش به او اجازه آزاد‌اندیشی نمی‌دهد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;اگر قرار شد فردا همه در برابر قانون مساوی باشند دلیلی وجود ندارد که آخوند به‌قصد امتیاز طلبیدن و یا تبلیغ تفکری خاص و یا به‌منظور جلب احترام مردم و به‌نیت عوام‌فریبی، با کسوت آخوندی( ریش توپی و عمامه و ردا) در ملأ عام ظاهر شود.&lt;BR&gt;او می‌تواند در چهاردیواری منزل و مسکن خویش با عمامه‌ای به‌طول پنج متر و با قبایی به درازای قبای هارون‌الرشید ایام بگذراند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;کارخانه‌های آخوند سازی، که با هزینه بیت‌المال و در پوشش حوزه‌های علمیه، فساد و دیکتاری آخوندی را به‌قصد گمراهی ملت تمرین و تلمذ می‌کنند، باید برای همیشه مُهر و موم بشوند، ساکنین‌شان برای جاده‌سازی در کوه و دره، در اختیار ارتش گذاشته شوند. کتب درسی باید از نو نوشته شوند و تعلیمات دینی و مذهبی در مدارس صرفا به‌منظور روشنگری، و به‌قصد تطهیر و پاکسازی روح و جسم کودکان و نوباوگان وطن از اپیدمی آخوندیسم تدریس شوند.&lt;BR&gt;ملت ایران در تاریخ پر افتخار خویش هر گز چنین ذلیل و فقیر و گرفتار اُفتِ فرهنگی نبوده است، که در حکومت منحوس آخوندی با آن دست به‌گریبان است. یک‌بار و برای همیشه باید به‌این وضع اسفبار خاتمه داد. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 17:38:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=322</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-322.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بارک اوباما و جایزه صلح نوبل</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-321.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;ساعت به‌وقتِ اروپا، ده و چند دقیقه بود که از خانه بیرون زدم. پیش از آن تازه‌ترین اخبار آلمان و جهان را، حین ورزش صبحگاهی، از زبان دختری بلوند و ملوس، از تله‌ویزیون دیده و شنیده بودم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;این دختران زرمن بخشندگان عمرند --- ساقی بده بشارت &quot;میداف&quot; پارسا را.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;این بخشنده عمر از جمله گفت ‌که دنیا در انتظار اعلام برنده جایزه صلح نوبل سال 2009 است ... و گفت که چشم‌ها همه به استکهلم دوخته شده است ... که در میان صدها داوطلب، نام فلانی و بهمانی و که ... و که ... و ایضا نام بارک اوباما هم جزو نامزدها‌ست. از نامزدی علی خامنه‌ای لاکن ذکری نکرد ...&lt;BR&gt;ساعت یازده و اندی بود، که وسط رانندگی، از رادیو شنیدم: آقای بارک اوباما به‌عنوان برنده جایزه صلح نوبل معرفی شده است! چنان تُرمزی زدم که شکم فربه‌ام بین فرمان اتومبیل و قفسه سینه گیر کرد و طبق معمول در این‌جور موارد هر چه فحش و نفرین بود نثار آخوندها کردم.&lt;BR&gt;من &quot;بارک حسین&quot; را بسیار دوست ‌دارم، خصوصا که داستان سرگشتگی سیاهان و قصه بی‌سر و سامانی و بردگی آن‌ها را در تاریخ خوانده‌ام، که سخت مرا تحت تأثیر قرار داده است، هر چند&quot; بارک حسین&quot; برده‌زاده نیست، ولی نماد سیاهان آمریکایی ای ‌است که در آباد سازی ایالات متحده و به‌قدرت رساندن قاره آمریکا، نقش تردید‌ناپذیری ایفا کرده‌اند و چه بسا بیش از سفید‌پوستان زحمت کشیده‌اند، رنج بُرده‌اند!&lt;BR&gt;هنگامی‌که وی سال گذشته در شیکاگو، با همسر و فرزندان‌اش، به‌عنوان برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، جلو مردم ظاهر شد، به‌‌همراه آفروآمریکایی‌ها، اشک شوق در دیده داشتم.&lt;BR&gt;ولی جایزه صلح نوبل؟ حالا...؟ اکنون ...؟ هر چند اعطای آن، پس از شکست وی در تلاش برای گزینش شهر شیکاگو جهت انجام بازی‌های المپیک، کسب اعتباری بود مجدد و مرهمی بود بر زخم.&lt;IMG align=left src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:N_b4w4I2w56PjM:http://a.abcnews.com/images/International/apg_Obama_Nobel_091009_mn.jpg&quot; width=120 height=90&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;بیم آن است که جایزه صلح نوبل، به‌مرور، به ابزاری سیاسی تبدیل ‌شود!&lt;BR&gt;کما این‌که چند سال پیش سوئدی‌ها از هول حلیم توی دیگ افتادند و همین جایزه را نصیب تروریستی به‌نام یاسر عرفات، معروف به &quot;ابوحمار&quot; کردند، کسی که تا آخرین نفس آرزوی محو اسراییل از روی زمین و نابودی یهودیان در خاور میانه را در دل داشت و سر‌انجام نیز این آرزو را با خود به‌گور برد. کسی که در &quot;آنتی سمیت&quot; بودن، دست نازی‌های آلمان را از پشت بسته بود.&lt;BR&gt;این را گفتم بدون این‌که قصد مقایسه شخص صلح‌طلبی مثل&quot;اوباما&quot; با بمب‌گذار مشهوری مانند &quot;عرفات&quot; داشته باشم.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;آخر بارک اوباما، جز اظهار آرزوها و تکرار امید‌هایش، هنوز کار دیگری نکرده است که سزاوار اعطای جایزه صلح نوبل بشود! یعنی نتوانسته‌ است کاری بکند! یعنی فرصت نداشته است، وقت نداشته است! &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;آخه برقراری صلح جهانی، در این دنیای آشوب‌زده، کار سهل و ساده‌ای نیست ..! که با یک قیام و قعود کلک‌اش کنده شود! &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;انتخاب رهبر جمهوری اسلامی نیست، که با سفسطه و موذی‌گری آخوند دیگری، با یک قیام و قعود صورت گیرد!&lt;BR&gt;*&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;سخنگوی کمیسیون جایزه صلح نوبل در استکهلم توضیح بدهد:&lt;BR&gt;آیا تا کنون صلحی بین اعراب و اسراییل برقرار شده است؟&lt;BR&gt;آیا صلح و آشتی در افغانستان جای‌گزین جنگ هشت‌ساله شده است؟&lt;BR&gt;کره شمالی با بمب اتمی‌اش دست از شاخ و شانه‌کشیدن برداشته است؟&lt;BR&gt;دیوانگان جمهوری اسلامی مسلط بر ایران آدم شده‌اند؟&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;آیا این جایزه، اوباما و آمریکای مقتدر و تنها ابر قدرت جهان را تبدیل به یک شیر بی‌‌یال و اشکم نمی‌کند؟&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;همین آمریکایی که با نیرو و قدرت‌اش به دو جنگ جهانی خاتمه داد و چه‌بسا باعث جلوگیری از جنگ‌های دیگر شد؟&lt;BR&gt;همین آمریکایی که منطقه خاورمیانه را از دست دیوانه‌ای به‌نام صدام حسین نجات داد؟&lt;BR&gt;با تهدید به گوشمالی، سوریه را مجبور به عقب‌نشینی نیروهایش از لبنان کرد؟&lt;BR&gt;معمر قذافی را ادب کرد تا برنامه اتمی‌اش را به بایگانی بسپرد و از در صلح با جهان متمدن در آید؟&lt;BR&gt;جمهوری اسلامی آخوندی را، پس از سیل خروشان جنبش سبز در اعتراض به تقلب ولایت مطلقه در انتخابات، با شرایطی که مطلوب آخوند نبود، بر سر میز مذاکره ‌نشاند و مجبور به شفاف‌سازی بیش‌تر در برنامه‌های اتمی‌اش کرد؟ و قبلا با به آتش کشیدن سکوهای نفتی‌اش در خلیج فارس، مانع از صدور انقلاب اسلامی‌ به خاورمیانه و به کشورهای ریز و دُرشتِ حاشیه خلیج فارس شده بود؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;آیا از این پس، با اعطای جایزه صلح، ولی امر اتمی مسلمین علی خامنه‌ای و کیم ایل یونگ، آن‌هنگام که &quot;اوباما&quot; می‌گوید گزینه نظامی هنوز بر روی میز است، بهایی به این‌جور تهدیدها می‌دهند؟&lt;BR&gt;آیا کسی که جایزه صلح نوبل را ربوده است به جنگ و توپ و تانک متوسل می‌‌شود؟&lt;BR&gt;آیا موش‌ها اینک دوباره از سوراخ بیرون نمی‌خزند؟&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;آیا این جایزه برای بارک حسین زود نبود؟ دستِ‌کم یکی دو سال دیگر صبر می‌کردند. تا آمریکای بارک اوباما، با تکیه به قدرت‌اش، آرامشی، در این جهان اشباع‌شده از سودازد‌گان، بر قرارکند!&lt;BR&gt;سخت است برای بارک اوباما که با جایزه صلح نوبل در جیب، به اِعمال زور و به اسلحه متوسل شود! نیست؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;بی‌چاره اسراییلی‌ها، که برای رسیدن به صلح، و گریز از تهدید آخوندها، چه امیدها در سر و چه آرزوهایی، که با تکیه به حمایت نظامی آمریکا، در دل داشتند! که سوئدی‌های ساده‌اندیش همه را نقش بر آب کردند!&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;آن‌چه به ما مربوط می‌شو: آیا اهداء جایزه صلح نوبل به رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا هدیه‌ای برای جفتک‌اندازی بیش‌تر جمهوری اسلامی آخوندی ایران در آینده نیست؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 19:22:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=321</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-321.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم سوخت برای ابطحی</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-320.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=right&gt;چهره رنجور محمدعلی ابطحی، عدم تمرکز وی، نگاه نا آرام و جستجوگرش، چند روز است ذهن‌ام را رها نمی‌کند.&lt;BR&gt;لبخند تمسخرآمیز، حرکات دست، شتاب‌ِ خسته در سخن‌، صدایی ناله‌مانند، سوای صدای کسی بودند، که به جرم‌ اعتراف! می‌کند. کدام جُرم ؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;و تپُق‌های عمدی یا غیر عمدی وی، و اصولا فضای دادگاه نمایشی، همه و همه هشدار و اخطارهایی بودند و هستند به رهبر: که ننگ‌ات باد عمامه‌ات...&lt;BR&gt;اوباش‌ات چه بر سر سید اولاد پیغمبر آورده‌اند تا توی معتادِ علیل، چند روزی بیش‌تر در قدرت بمانی، اراذل و اوباش‌ات نیز...&lt;BR&gt;&lt;IMG align=left src=&quot;http://www.nourizadeh.com/archives/images/abtahi.jpg&quot; width=203 height=153&gt;&lt;BR&gt;نمی‌دانم چرا به‌ناگاه به‌یاد مادر سید می‌افتم، که در دیماه سال گذشته او را از دست داده است و فرزند در سوگ‌ مادر مطلبی ساده نوشته بود، به‌همان سادگی و خلوص نیت که در خصلت اوست، که از عمق غم‌اش، دردش، از عشق‌ به‌مادر و غم از دست‌دادن‌اش و وداع آخرین‌اش، حکایت داشت. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;اینک، هنگام اعتراف، اعتراف به‌انسان بودن، اعتراف به اندیشیدن، به سخن گفتن، انگار قطره‌ اشکی در چشمان هراسان سید می‌‌لغزید، که می‌گفت: مادر، خوشا به سعادت‌ات. رفتی و فرزندت را، پاره جگرت را، با این‌وضع و این چنین تحقیر‌شده، در بند سیدعلی، ندیدی.&lt;BR&gt;همان سیدعلی، فرزند سید جواد، که در مشهد، از زور گرسنگی پوست شکم‌اش به کمرش چسبیده بود و همراه پدرش، خجول و شرمنده، به‌خانه ما، به خانه برادرت هاشمی‌نژاد، می‌آمدند و از دست‌پُخت تو و زن‌دایی، شکم را تا حد ترکیدن، پُر می‌کردند.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;به یاد می‌آورم زمان کودکی و نوجوانی را. سید اولاد پیغمبر چه عزّت و چه احترامی نزد مردم داشتند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;نیز به‌یاد می‌آورم که سید‌ها زن به غریبه نمی‌‌دادند. فامیل در فامیل با هم ازدواج می‌کردند و در همان آغاز تولد بند ناف دختر عمو پسر عمو، دختر خاله پسر خاله، برای هم‌دیگر می‌بریدند، در نتیجه خون جدید مخلوط نمی‌شد، آب راکد بود و پر از انگل.&lt;BR&gt;و فرزندان تولید‌شده، در همان سنین کودکی نقص و عیب داشتند: یکی زبان‌‌اش می‌گرفت. آن دیگری چشم‌‌اش لوچ بود، این یکی می‌شلید، وان دیگری قوز داشت، یا خُل‌وضع بود، یا مثل سید علی رهبر دپرسیون داشت، یا مثل احمد خاتمی الکی می‌خندید ...&lt;BR&gt;و ما بچه‌ها که دنبال شیطنت بودیم آن‌ها را دست می‌انداختیم. در مقابل پدر متدیّن و نماگزار، سرسخت و محکم، پس‌گردنی‌مان می‌زد. و مادر نی قلیون تو ملاج‌مان می‌‌کوفت، که با همه بچه‌داری و کهنه‌شوری و پخت و پز، هرگز نمازش قضا نمی‌شد و بعد از نماز دعا ها و وِرد هایی را غلط غلوط، ولی با خلوص نیت زمزمه می‌کرد و با صورتی نورانی به اطراف پوف می‌کرد ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;و خیزران به دست و پای لخت‌ می‌خوردیم از دستِ قوم و خویش و همسایه و هر کس و ناکس که دست‌اش به‌ما کودکان می‌رسید و می‌خواست با کتک زدنِ ما ثوابی ببرد و ارادت خود را به خانواده اهل عبا نشان دهد.&lt;BR&gt;و این همه کتک توأم بود با عتاب و سرزنش: که این بچه سید است، اولاد پیغمبر است... تخم سگ، ادای‌اش را در می‌آوری؟ می‌خواهی خودت و هفت پشت‌ات در آتش جهنم بسوزن؟ استغفار کن! .&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;اینک جواد آزاده‌، مجتبی خامنه‌ای، طایب‌، پور محمدی‌، اصغر حجازی، حسین شریعتمداری، سعید مرتضوی، به‌فرمان رهبر، چه ساده، چه آسان، سید می‌کشند، شکنجه می‌کنند، آبروی پیغمبر و اولادش را می‌برند! &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;والدین محمدعلی ابطحی، به‌احتمال، فامیل و قوم و خویش نزدیک به‌هم نبوده‌اند. چون فرزندشان، در مقایسه با آخوندزاده‌های دیگر، عاقل‌ و برخوردار از عقل سلیم و با شعور متعارف بزرگ شده‌ است.&lt;BR&gt;خلاف سیدعلی خامنه‌ای! ناقص‌العقل و ناقص‌الخلقه، سرشار از عقده‌ي خود کوچک‌بینی، مالامال از احساس حقارت، ذوب در کینه و عداوت، بیمار‌گونه قدرت‌طلب و مقام‌پرست.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;رفسنجانی در خاطراتش می‌نویسد: وقتی خامنه‌ای برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید، با خواهش و تمنا و التماس از من خواست نزد امام بروم و بگویم میر حسین موسوی را از مقام نخست‌وزیری عزل کند چون او، خامنه‌ای، نمی‌تواند با وی کار کند.&lt;BR&gt;رفسنجانی می‌نویسد: من که‌می‌دانستم امام زیر بار نمی‌رود گفتم چرا خودت به امام نمی‌گویی؟&lt;BR&gt;خامنه‌ای پاسخ می‌دهد: من یکی دوبار از امام تقاضا کردم ولی او خود را به‌کوچه علی‌چپ می‌زند و تقاضای مرا به‌گوزش هم نمی‌گیرد. (نقل به مضمون).&lt;BR&gt;رفسنجانی می‌نویسد: چون علی‌آقا رفیق بود و در ایام جوانی، در زمان شاه، از روی تفنن، با هم پُکی به چپق زده بودیم! گفتم: ببینم چی‌کار می‌تونم برات بکنم. و وقتی مطلب را نرم نرمک با امام در میان گذاشتم امام ناگهان منفجر شد و به‌من توپید که خامنه‌ای گُه می‌خوره، من تو دهن‌اش می‌زنم، میر حسین نخست‌وزیر باقی می‌مونه...&lt;BR&gt;هنگام خداحافظی، وقتی دست امام را بوسیدم که بروم ایشان فرمودند به خامنه‌ای بگو: لاکن اگر نمخوات خودش گورش را گم کُنهَ و بِرراه !&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;وقتی به سیدعلی خامنه‌ای خبر دادند موسوی 25 میلیون رأی آورده و مقام اول را کسب کرده است؛ گفته: این 25 میلیون را به حساب احمدی نژاد بنویسد، او رئیس‌جمهور است.&lt;BR&gt;گفتند مردم زیر بار نمی‌روند شلوغ می‌کنند.&lt;BR&gt;گفته: قدرت دست من است، توپ و تفنگ دست من است، ملت غلط می‌کند شلوغ بکند... من تو دهن ملت می‌زنم ...&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;ابطحی و ابطحی‌ها زیر بار نرفتند و با سبک و روش خویش تو دهن رهبر زدند، ملت نیز به‌هم‌چنین ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;درود بر ابطحی.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Aug 2009 16:33:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=320</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-320.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عدم مشروعیت رهبر و اجرای حکم تنفیذ </title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-319.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TopPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=DateHeaderPost&gt;گفت: آیت‌الله‌العظمی سیدعلی، الخامنه‌ای الموسوی الحسینی، با تقلب و فریب و سرقت در آراء، احمدی نژاد را، که مسبب شکست سیاسی و فروپاشی اقتصادی و باعث شرمندگی هر ایرانی است، بر خلاف خواست اکثریت، دگر بار بر مسند ریاست جمهوری نشاند. هم زمان دست مُزدور های یونیفورم‌پوش و لباس شخصی‌های بی‌ریشه‌ را در سرکوب اعتراض مسالمت‌آمیز مردم باز گذاشت و مسبب کشتار جوانان وطن شد و با این کار نشان داد نشانی از عدل و عدالت و از تدبیر و درایت ندارد. نیز از مدیری و مدبّری، که طبق قانون اساسی خودشان می‌بایست از مشخصات رهبری محسوب‌ شود، عاری است و در مجموع فاقد خصلت‌های پسندیده است. به‌همین دلیل طبق فتوای آیت‌الله منتظری، او بدون نیاز به تشکیل جلسه‌ای و مجلسی، در مکان جائر، ستم‌کار و مستبد، از مقام ولایت مطلقه و رهبری، معزول است و مشروعیت‌ای هم اگر می‌داشته، با این خراب‌کاری‌های عرفی و شرعی، از دست داده است.&lt;BR&gt;گفتم: خُب ...؟&lt;BR&gt;گفت: این اولندش. دویُم این‌که اگر به اعتقاد رهبر محمود احمدی نژاد منتخب اکثریت ملت است پس خود او، یعنی محمود احمدی نژاد، در سمت ریاست جمهوری، طبق مشروعیتی که به اصطلاح از مردم! کسب کرده است، حق انتخاب وزیران و معاونین‌اش را دارد. آیا مخالفت با گزینش مهندس اسفندیار رحیم مشایی، به‌عنوان معاون اول رئیس‌جمهور، دخالت هردنبیلی رهبر و دلیل عدم اعتماد وی به رئیس جمهور منتخب مردم! نیست؟ و آیا این انگشت تو کارها کردن یک تو دهنی دیگر به امّت همیشه حزب‌الله نیست؟&lt;BR&gt;گفتم: خُب ... که چی؟&lt;BR&gt;گفت: این دومندش. سیّم این‌که، طبق برداشت آخوند های حکومتی، مصلحت نظام بر همه چیز، از جمله بر دین و بر ایمان بر خانواده و بر زن و بچه، ارجحیت دارد. امام راحل فرمودند مصلحت نظام حتا بر احکام ثانویه و دیگر آیات عظام و علمای اعلام فتوا دادند که تلاش برای ماندن بر سر قدرت نه‌تنها بر احکام ثانویه که بر احکام ثالثیه و رابعیه و خامسیه ... تا عشریه هم ار جح است!&lt;BR&gt;گفتم: خُب ... منظور؟&lt;BR&gt;گفت: گیرم که بر اثر فشار روز افزون مردم و به‌خطر افتادن نظام الاهی عبادی، که خطر فروپاشی‌اش حتا مایه دغدغه‌ی آیت‌الله شیخ منتظری هم شده است، در صورتی که او می‌تواند با یک فتوا اعلام بکند در استقرار حکومت ولایت فقیه، در اوایل انقلاب، اشتباه کرده است و حرف‌اش را پس می‌گیرد و بدین وسیله نام نیکی در تاریخ از خود بجای بگذارد؛ آری اگر بر اثر فشار مردم و خطر فروپاشی رژیم، رهبر مجبور شود، علی‌رغم میل باطنی، احمدی نژاد را از مقام‌اش خلع کند، به‌خواست مردم لبیک بگوید و برای نجات نظام، تسلیم رأی مردم بشود و ریاست حمهوری مهندس میر حسین موسوی را بپذیرد و ایشان را به‌جای احمدی نژاد بنشاند، آیا مراسم تحلیف و تنفیذ رئیس‌جمهوری از دست رهبر جائر، ستم‌کار و قاتل، با توجه به عدم مشروعیت و عزل از مقام، طبق اصولی که در بالا عرض شد، قانونی‌ هست؟ آیا قابل تأیید و مورد قبول هست؟&lt;BR&gt;و آیا آقای موسوی حاضر است تنفیذ مقام‌ ریاست‌جمهوری را از دست چنین رهبری بپذیرد؟ آیا با این کارش، مشروعیت مجدد به رهبر نامشروع نمی‌بخشد؟ آیا خون نداها، سهراب ها و دیگر جوانان وطن پایمال نشده است؟ &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MidPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV align=right&gt;آیا میر حسین نیز پس از تنفیذ بر دست رهبر بوسه می زند؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;IMG align=left src=&quot;http://tbn3.google.com/images?q=tbn:MAAn9UIbIs52IM:http://www.gomashte.com/wp-content/uploads/10220409.jpg&quot; width=120 height=127&gt;گفتم: خُب ... بس است دردت را فهمیدم. می‌خواهی بگویی اصولا رهبر، مشروعیت ندارد. خواه تنفیذ کاندیدای اکثریت را بپذیرد خواه نپذیرد. ولی تو چرا فکر می‌کنی فردی مثل سیدعلی خامنه‌ای زیر حرف‌اش می‌زند و برای نجات رژیم و برای مصلحت نظام باعث آبروریزی خودش می‌شود؟ گیرم که گیلانی به‌خاطر مصلحت نظام حکم قتل فرزند خویش را نوشت و امضا کرد، شیخ خزعلی بچه تحصیل کرده و فهمیده‌اش را عاق کرد، در حالی‌که رفسنجانی و واعظ طبسی و مکارم شیرازی و دیگر آیات عظام و غیر عظام فرزندان‌شان را به مقام و ثروت و مکنت رسانیدند و به ریش خزعلی‌ها خندیدند ... ؟&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;گفت: آن‌چه که مربوط به آبروی رهبر می‌شود ... بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی، این مشکل را حل کرده است، یعنی آقای خامنه‌ای هم می‌تواند طی یک جلسه محرمانه با خدا، پس از صرف چای و بیسکویت، آبروی‌اش را با وی معامله کند.&lt;BR&gt;گفتم: تکلیف جام زهر چه می‌شود؟&lt;BR&gt;گفت: خامنه‌ای مردش نیست... &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 12:08:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=319</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-319.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لج‌بازی و تمرد درمقابل رهبر؟ </title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-318.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TopPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=DateHeaderPost&gt;ملت ایران، به‌استثنای ذوب‌شدگانی مثل حسین شریعتمدار، که نه حسین است و نه شریعت‌مدار، محمود احمدی نژاد را به‌عنوان رئیس‌جمهور به‌رسمیت نمی‌شناسند و معتقدند وقتی کسی خود شخصا مشروعیت نداشته باشد چگونه معاونین و وزیران و مشاورین و دستیاران‌اش می‌توانند مشروعیت و مقبولیتی کسب کنند؟ هر چند ولایت مطلقه، با یاری گرفتن از قدرت مطلقه( چوب و چماق و اسلحه سرد و گرم اسلامی)، سر هفتاد میلیون ایرانی کیسه کشیده، او را بر کرسی ریاست نشانده باشد.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;اگر قرار شد روزی روزگاری سیدعلی خامنه‌ای را، پس از آزادی وطن، کِت‌بسته به دادگاه بکشند، یکی از جرائم بی‌شمارش توهین به‌ شعور ملت شریف ایران خواهد بود، که پس‌از چهار سال ندانم‌کاری و خیانت و ویرانی‌ در ‌اقتصاد مملکت، توسط خودش و رئیس‌جمهور منتخب‌اش، بار دیگر مدعی شده است ملت، احمدی نژاد آزموده و بی‌سواد را با اکثریت آراء به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کرده است، کسی که چهار سال پیش توسط امداد های غیبی خود رهبر، بر کرسی ریاست نشست.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;در حقیقت می‌خواستم مطلب دیگری را عنوان کنم. احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی را، کسی که از خودش هالوتر و بی‌سوادتر است، به‌عنوان معاون اول، انتخاب کرده است. اینک چند روز است از همه طرف، مقدار زیادی هم برای منحرف کردن افکار عمومی، سر و صدا راه انداخته‌اند که رحیم مشایی حق ندارد معاون اول باشد. البته نه به این دلیل که او نیز مثل ارباب‌اش باعث شرمندگی ملت ایران است، بل به این بهانه که گفته است مردم ایران با ملت آمریکا و مردم اسراییل اختلافی ندارد، که با همه نادانی‌اش حرف درستی زده.&lt;BR&gt;ولی اصل مطلب اینجاست که گویا رهبر هم دستور کتبی بر انصراف احمدی نژاد از انتخاب رحیم مشایی به‌عنوان معاون اول داده است و رئیس جمهور منتخبِ رهبر، تره هم برای حُکم وی خُرد نکرده و نمی‌کند! و با این حرف‌نشنوی در واقع تو دهن رهبر زده است...&lt;IMG align=left src=&quot;http://tbn0.google.com/images?q=tbn:iKOIQ3d-5b2TIM:http://files.myopera.com/sseevveenn/albums/693715/doroghgo.jpg&quot; width=95 height=135&gt;&lt;BR&gt;اجازه بدهید حساب دو دوتا چهار تا را بکنیم. احمدی نژاد دستورات رهبر را پشیزی ارزش قائل نمی‌شود و کار خودش را می‌‌کند و تا آخر خط پای حرف‌اش می‌ایستد و با همه نادانی و ساده‌لوحی، چنان کلاهی سر رهبر می‌گذارد، که تا بیخ گردن‌اش فرو برود، یعنی در انتخاب هم‌کاران‌اش، سلیقه و اوامر رهبر را به زباله‌دانی می‌ریزد و در مقابله با استبداد مطلقه وی، نامی از خود به‌جای می‌گذارد، کاری که نه رفسنجانی و نه خاتمی عرضه و جرأت انجام‌اش را نداشتند.&lt;BR&gt;آیا احمدی نژاد در چنین حالتی کسب وجهه‌ای برای خویش نکرده است؟&lt;BR&gt;برای احمدی نژاد، پس از چهار سال دیگر ریاست، انتخاب مجدد در دستورالعمل قرار نخواهد داشت! تا وی را به تمکین سوق دهد، پس چرا تو دهن رهبر نزند؟&lt;BR&gt;رهبر چکار می‌تواند بکند؟ آیا او می‌تواند، پس از این‌همه تقلب و آبروریزی، رئیس‌جمهور منتخب و منتصب خویش را بدون چون و چرا از مقام‌‌اش خلع بکند؟ یعنی نا‌خواسته به خواست مردم، تن دهد؟ همان مردمی که او، به‌منظور حفظ احمدی نژاد، با چنگ و دندان در مقابل‌‌شان ایستاده است؟ فراموش نکنیم خامنه‌ای آخوند کینه‌توزی‌ست. او می‌خواهد سر به تن ملت نباشد ولی تسلیم خواسته‌های آنان نشود.&lt;BR&gt;آیا جز ترور رئیس‌جمهور، گزینه دیگری برای رهبر باقی می‌ماند؟ &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 18:52:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=318</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-318.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از عدم همدردی رهبر تا حقوق بشر به سبک اکبر گنجی </title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-317.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TopPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=DateHeaderPost&gt;گفت: در حالی که رهبر برای هم‌یستگی با حماسیون خالد مشعل در غزه و همدردی با حزب‌اللهیون حسن نصرالله در لبنان، سه‌روز سه‌روز عزای عمومی اعلام می‌کند و گونی گونی دلارهای ملت ایران را به آن سو حواله می‌دهد، در سوگ سرنشینان هواپیمای &quot;تاپالوف&quot; و کشته شدن بیش از یکصد و شصت ایرانی، نه اظهار تسلیتی کرد و نه اعلان همدردی، عزای عمومی پیش‌کش‌اش!&lt;BR&gt;گفتم: روزی نمی‌گذرد که این امت همیشه نا آرام، که با هیچ ترفندی زیر بار حرف زور نمی‌رود، با فریاد های &quot;مرگ بر دیکتاتور&quot; و &quot;مرگ بر خامنه‌ای&quot; خواب را بر چشم رهبر حرام نکند و لرزه بر اندام نحیف‌اش نیاندازد. انتظار داشتی با این اُمت ناسپاس اظهار همدردی هم بکند؟ عزای عمومی هم اعلام بکند؟ پرچم خرچنگ‌نشان‌اش را نیمه افراشته بکند؟ در خطبه‌ای، روضه‌ای، ذکر مصیبتی بکند؟&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MidPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;گفت: رهبر در سخنان روز بعثت نشان داد هنوز هم از مرحله پرت است و نمی‌داند مردم چه می‌خواهند و به‌قول آلمانی‌ها نمی‌داند چکش در کجا آویزان است: Wo haengt der Hammer?&lt;BR&gt;گفتم: خوب هم می‌فهمد و لی فراموش نکن او یک آخوند است و آلوده به‌صدها کید و ترفند! اصولا در دروغ و حقه غسل‌اش داده‌اند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;گفت: این داستان رحیم مشایی، معاون اول، دیگر چه صیغه‌ای است...&lt;BR&gt;قاه قاه خندیدم. گفتم: آخوندها خوب بلدند سر مردم را گرم نگهدارند. مشروعیت خود احمدی نژاد زیر سؤال است، دعوا بر سر معاون‌اش راه انداخته‌اند؟ جز انحراف افکار عمومی چه شیطنت دیگری زیر عمامه آخوندهای مکاّر نهفته است؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;گفتم مردی را تو ده راه نمی‌دادند ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;گفت: سراغ خانه کدخدا را می‌گرفت؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;گفت: آقای اکبر گنجی با عده‌ای وطن‌دوست در نیویورک، برای هم‌‌بستگی با همو‌طنان درون‌مرز، اعتصاب غذا راه انداخته است. در این میان خبرنگار رادیو اسراییل قصد مصاحبه‌ای با ایشان داشته ولی او گفته است من با صهیونیست‌های اشغالگر مصاحبه نمی‌کنم!&lt;BR&gt;گفتم: بشر با بشر فرق می‌کند. بشر های مسلمان، مثل حماسیون ساکن نوار غزه، حتا اگر روزی صد تا موشک قسام هم روی سر زن و بچه اسراییلی پرتاب بکنند، با بشر‌های یهودی در همسایگی‌شان کمی بشر‌ترند و تا حدودی از حقوق بشری بیش‌تری برخوردارند. ساکنان شیعه جنوب لبنان به همچنین.&lt;BR&gt;حالا تو توقع داری کسی که در جمهوری اسلامی و در فضای آخوند‌زده ایران، با آن همه مغز‌شویی‌های شبانه‌روزی، بزرگ شده، در آن محیط درس خوانده، در آنجا تربیت یافته، بیاید و از درد یهودیان ساکن اسراییل حرف بزند؟ از حقوق آن‌ها دفاع بکند؟ آ یا فکر می‌کنی او اصولا حقوقی برای اشغالگران! قائل است؟&lt;BR&gt;گفتم من در تماس‌های تلفنی که از درون وطن با رادیوهای خارج‌ از مرز صورت می‌گیرد می‌شنوم که سبعیت و خشم آدم‌کشان خامنه‌ای، در درگیری با هموطنان‌ صلح‌جوی‌مان، با رفتار اسراییلی‌ها با فلسطینی‌های مسلح مقایسه می‌کنند.&lt;BR&gt;من از خود می‌پرسم: من نیز که فیلم درگیری فلسطینی‌ها با نیروی انتظامی اسراییل را، اینجا در اروپای آزاد، دیده‌ام و می‌بینم، چرا نمی‌توانم برخورد وحشیانه آدم‌کشان خامنه‌ای با دختران و پسران هموطنم را با برخورد نیروی‌ انتظامی اسراییل با فلسطینی‌های ستیزه‌جو مقایسه بکنم؟ کدام تظاهر کننده ایرانی اسلحه بدست داشت؟ آیا شما هرگز دیده‌اید که یک فلسطینی‌ی معترض، آرام و در چارچوب قانون دست به تظاهرات بزند؟ بدون فحاشی؟ بدون سنگ پراکنی؟ بدون اسلحه سرد و گرم؟&lt;BR&gt;از آقای گنجی نیز که در این فضای ضد یهود و هیتلری پرورش یافته است چه انتظاری می‌توان داشت. ولی چون بچه هوشیاری است ممکن است یکسال دیگر حقایق را جور دیگر ببیند و ار عمل امروزش پوزش بطلبد.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Jul 2009 17:38:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=317</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-317.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>… و بعد از نماز جمعه رفسنجانی</title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-316.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TopPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=DateHeaderPost&gt;
&lt;DIV align=right&gt;شنیدم میر حسین موسوی وارد دانشگاه نشده، که در پشت نرده‌ها در صف دوستان و هم‌رزمان حضور داشته‌ است. کار درستی کرده!&lt;BR&gt;به‌آخوند اعتمادی نیست. چه بسا ممکن بود رفسنجانی در زدن یکی به نعل یکی به میخ، میخی هم به طرف موسوی پرت کند و او - موسوی - اگر در صف نماز گزاران حضور می‌داشت، محکوم به سکوت بود. زیرا امکان پاسخ‌گویی نداشت و همین سکوت وی بهانه‌ای می‌شد به دست حسین شریعتمداری و دارو دسته‌اش، برای تحقیر وی و کوبیدن رهبر جنبش نزد هواداران‌اش، که شریعتمداری در منفی‌بافی استاد است. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;شعار: &quot; خونی که در رگ ماست/ هدیه به رهبر ماست&quot; نیز از اختراعات او است، که انتظار دارد نوگلان، نوجوانان و نوباوگانِِ وطن، جان‌شان و خون‌شان را نثار پیرمردی معتاد، قدرت‌‌دوست، معیوب و خرفت، بکنند، تا چند صباحی بیش‌تر بر مردم حکومت بکند، ولایت بکند و شریعتمداری‌ها از نعمات آن برخوردار شوند.&lt;BR&gt;*&lt;BR&gt;ما از رفسنجانی، به‌دلیل این‌که در خطبه‌هایش علیه آزادی‌خواهان و علیه جنبش سبز جبهه نگرفت و در دو‌پهلو سخن‌گفتن، پهلوی طرفداری‌اش از ملت سنگینی ‌کرد، سپاسگزار نیستیم. او به وظیفه‌اش عمل کرد. او راه دیگر و چاره دیگری نداشت، هرچند در مقام رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت، قادر به‌انجام کارهایی بیش از این بود و هست، که نکوهش و سرزنش مقام رهبری - اگر نگوئیم عزل - به‌دلیل قانون‌شکنی‌، یکی از آن‌هاست و دو دیگر، آلترناتیو تن‌دادن به رفراندوم و همه‌پرسی!&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;ایشان اگر در مقابل احمدی نژاد از موسوی حمایت می‌کند، نه تنها به‌دلیل نفرتی‌ست که از رئیس‌جمهور منتصب رهبر دارد و از اتها‌م‌های او علیه خانواده‌اش بیزار و کینه آخوندی به‌دل گرفته است، بل‌که می‌داند، خوب هم می‌داند، احترام به رأی مردم و رسیدن موسوی به‌حق‌اش، در حکم نجات انقلاب و تداوم حکومت آخوندی ‌است! یعنی گزینه‌ای که سیدعلی رهبر، گُم‌شده در استبداد و ذوب‌شده در دُگم خویش، از آن غافل است. یا قدرت درک‌اش را ندارد! یا دارد ولی بیش از حد به نیروی نظامی و انتظامی‌اش متکی‌ست. اما تا کی؟ دریغا او نیز به همان مرضی مبتلا شده‌است که همه دیکتاتورها به آن مبتلا می‌شوند: سنگینی گوش ( عبرت و بصیرت)... &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;پس از حضور گسترده ملت در تظاهرات دیروز، جهان اینک منتظر حرکت رهبر در صحنه شطرنج است. او، همان‌طور که رفسنجانی دیروز در نماز جمعه نصیحت‌اش کرد، یا با تن‌دادن به‌خواست ملت و انجام حرکتی معقول، در صدد نجات انقلاب و حکومت آخوندی‌اش بر می‌آید، یا بیش از پیش مسبب سرنگونی زودرس آن می‌شود، که خواست اکثریت است.&lt;BR&gt;یک چیز در این بازی از هم‌اکنون مشخص است: برنده ملت است، که همیشه در تاریخ چنین بوده‌است، فقط کمی درایت و قدرت تشخیص لازم است، که دیکتاتورها، به‌گواهی تاریخ، فاقد آن هستند. &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 14:02:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=316</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-316.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای رفسنجانی خسته نباشی! </title>
<link>http://midaf.blogfa.com/post-315.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=TitleHeaderPost&gt;جناب آقای رفسنجانی! نه‌تنها ایران، که جهان نیز حضور پرشکوه حضرت‌عالی را در چنین روزی، در نماز جمعه‌ی عبادی سیاسی و دشمن‌شکن دانشگاه تهران را انتظار می‌کشید. تا با درایت و هوشیاری، با زیرکی و مرد رندی، که دنیا در تو سراغ دارد، مرهمی بر زخم زخم‌دیدگان بگذارید، سخنان تسلی‌بخشی برای آرامش ستم‌دیدگان به‌ستوه آمده بر زبان آورید و راه حلی برای مشکل و معضلی که رفیق، دوست و هم‌رزم‌ات سیدعلی، بریده از ملت، در جامعه ایران به‌وجود آورده است بیابید؛ ولی دریغ که پیش‌بینی ما به‌حقیقت پیوست و از امام‌زاده تو هم، همانطور که انتظار می‌رفت، معجزه‌ای برنخاست. &lt;BR&gt;نگفتید تکلیف تقلبی که در آراء مردم شده چیست؟  مردم چگونه می‌توانند  به حق‌شان برسند، اگر نه از راه تظاهرات مسالمت آمیز؟ انتخابات جدید را با نظارت سازمان‌های بین‌المللی پیشنهاد می‌کنید یا خیر؟  &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=TitleHeaderPost&gt;*&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=TitleHeaderPost&gt;در آغاز سخن از اُنس و اُلفت و محبت پیامبر اسلام صلواةالله علیه یاد کردید، و زمان صدر اسلام را به‌یاد نماز گزاران انداختید، که اندیشه آن زمان مو بر تن من راست کرد، که ضد و نقیض کوچکی را در سخنان جناب‌عالی، در مقایسه با سخنان آیةالله العظمی امام خمینی دیدم، که فرمودند در صدر اسلام هفتصد نفر را در یک روز گردن زدند.&lt;BR&gt;شاید این مثال را بدین دلیل آوردید، که ملت برود کلاه نمدی‌اش را به هوا پرت کند که در مدت یک هفته تظاهرات فقط چند نفر انگشت‌شمار کشته داده است، صدر اسلام بودیم چه می شد؟&lt;BR&gt;گفتید: « انتخابات خوب شروع شد و همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ایران بود، اما اینطور نشد.» ملاحظه رهبر کردید؟ نگفتید چرا آن‌طور نشد؟ مقصر کی بود؟ چه کس سر ملت مظلوم و صلح‌جو و عزیز ایران را کلاه گذاشت؟ چه کس به‌قول‌اش وفا نکرد؟ و ملت را نفهم و احمق فرض کرد؟ و تصور کرد همان‌طور که چهار سال پیش، نه‌تنها سر ملت که سر خودت و سر کروبی هم کلاه گذاشت و هر دوتای شما هیچ غل... ببخشید هیچ‌کاری نتوانستید بکنید، فکر کرد این‌بار نیز می‌تواند همان بازی چهار سال پیش را راه بیندازد؟ به‌قول میشتی غلومسَین: روی زمین سفت نشاشیده بود.&lt;BR&gt;گفتی: « پیامبر اسلام به امام علی گفته است &quot;اگر دیدی مردم راضی بودند و تو را قبول کردند و به تو این سمت را دادند با اجماع اکثریت، شما بپذیر. اگر احتراز کردند، بگذار هر کاری می خواهند بکنند.&quot; ».&lt;BR&gt;حسین شریعتمداری امشب در کیهان لابد این‌جور پاسخ‌ات را خواهد داد: آخه اون زمان چماق‌ و باتوم وجود نداشت، تفنگ و مسلسل وجود نداشت، گاز اشک‌آور و اسپری فلفل نبود! ملت غلط می‌کند احتراز می‌کند! بگذاریم هر کاری می‌خواهند بکنند؟ بسیج و سپاه و لباس شخصی و خواهران زینب و حزب‌الله و ثارالله و جندالله و شّرالله و چه و چه را برای عمه‌مان درست کرده‌ایم؟&lt;BR&gt;می‌فرمایید: «جمهوری اسلامی لفظ تشریفاتی نیست! هم جمهوری‌است هم اسلامی» نه پدرجان! ملت می‌گوید این حکومت خر تو خر نه جمهوری‌ست نه اسلامی!&lt;BR&gt;از آخوند های ثروتمند مجلس خبرگانِ رهبری و از روحانیون تاجر و رانت‌خوار مجمع تشخیص مصلحت نظام مایه می‌گذاری؟ &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=MidPost&gt;
&lt;DIV class=FullWidth&gt;
&lt;DIV class=PostTextBody&gt;
&lt;DIV align=right&gt;به‌تو می‌گویند کو شاهدت؟ دُمب‌اَت را نشان می‌دهی؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;آقای رفسنجانی عزیز! مأمورین حکومت نصایح شما را خوب گوش دادند و بلافاصله پس از اتمام نماز، با باتوم و گاز اشک‌آور به‌جان ملت افتادند. بی‌هوده نیست که نماز جمعه‌ی عبادی سیاسی‌ی کمر شکن، نام گرفته است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;*&lt;BR&gt;در نهان و به‌کنایه مقایسه کردی اواخر حکومت پیشین را با امروز جمهوری آخوندی.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;فکر می‌کنی رهبر گوش‌اش به این حرف‌ها بدهکار است؟ نمی‌گویم حرف شما را نفهمیده است، خیر، خوب هم فهمیده، اصولا نیازی به اخطار جناب‌عالی ندارد. این سرنوشت مستبدین و دیکتاتورها‌ است که با دست خود گور خود را می‌کنَند.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;والسلام علیکم و رحمةالله. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;PADDING-BOTTOM: 0.25em; CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 13:02:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=midaf&amp;postid=315</comments>
<dc:creator>midaf</dc:creator>
<guid>http://midaf.blogfa.com/post-315.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
