واسا
آیا می دانید " واسا " چیست یا کیست ؟ اگر در یکی ازموتورهای جستجو دراینترنت کلمه "واسا "را تایپ کنید شاید بدون اغراق حدود 60 - 70 توضیح و معنی مختلف به شما نشان داده شود. مثلن خواهید دید که " واسا " نام یک نوع نان سوخاری است! یا اینکه نام بندری است در شمال فنلاند، در خلیج بوتنی، که خودم یکی دوبار زمستان با کشتی آنجابودم ، دريا، خليج و حوضچه بندر چنان یخ بسته بودند که شناورها، کوچک و بزرگ فقط در تعقيب و در خط آب پروانه یخ شکن عظیمی که در جلو کشتی ها یخ ها را می شکافت، قادر به حرکت و پيشروي بودند ولی من امروز و اینجا نه می خواهم از یخ شکن سخن بگویم و نه از نان سوخاری یا از سنگک و تافتون و بربری. نه ! موضوع خیلی مهم تر از این هاست. من می خواهم ازجنگ و صلح حرف بزنم، از کشتی و از دریا، ازاتفاقات منتظره و نا منتظره. وقايعي که در مرحله اول ساده به نظر می آيند و پیش پا افتاده جلوه می کنند ولی گاهی موجب خسارت های مالی کلان و تلفات جانی فراوان می شوند. و بعضی ازاین اتفاقات حتا مایه آبرو ریزی پادشاه مقتدری مثل گوستاو پادشاه سوئد می شوند که به شرحش خواهیم رسید. ولی اجازه بدهید قبل از تعريف اين واقعه تاريخي در يايي، خیلی مختصرشما رادر وضعیت سیاسی و اجتماعی اروپای 400 سال پیش قرار دهم تا اهمیت آنچه را که می خواهم در باره "واسا" شرح بدهم بیشتر روشن شود.
از سنه 1521 تا 1654 میلادی پادشاهانی در کشوراسکاندیناوی سوئد حکومت می کردند که به سلسله پادشاهی "واسا " معروف بودند. سومین پادشاه این سلسله بنام " یوهان سوم " با شاهزاده خانمی از لهستان بنام " کاتارینا" ازدواج کرد که فرزندان آنها نیز از سنه 1587 تا 1668 میلادی بانام سلسله پادشاهی "واسا" در لهستان سلطنت کردند. برای کسانی که علاقه مند به تاریخ هستند: شروع پادشاهی سلسله " واسا" در سوئد همزمان بود با آغاز پادشاهی سلسله صفویه درایران. با این تفاوت که پادشاهان عالم جاه ما یا مثل شاه طهماسب اول " مدت یازده سال از کاخ و حرمسرا پا بیرون نمی گذاشتند و در بسیاری اوقات مشغول غسل و نظافت و پرهیز از نجسی بودند" یا مثل شاه عباس از زور بیکاری پای پیاده از اصفهان برای زیارت به مشهد می رفتند و وقتی به اصفهان بر می گشت در مجالس بزم و عیش و شرابخواری دختران ارمنی شرکت می کرد و با مثل شاه اسماعیل دوم و شاه صفی از شدت افراط در باده نوشی درسنین 30 سالگی جوانمرگ شده رحمة الله الیه می شدند. همچنین ما در زمان صفوی ها علامه مشهوری نظیر ملا محمد باقر مجلسی رحمة الله عليه داشتیم که ده ها کتاب از جمله رساله معروف" حلیة المتقین" و " بحارالا نوار" به قلم طبع مزین ساخته و به عالم بشریت اهداء فرموده اند و گویا این کشف مهم و این روایت مستند زائیده تخيل این پیشوای مذهبی است که می فرمایند " با زن خود ایستاده جماع مکنید که اگر فرزندی پديد آید توی رختخواب خود بشاشد، پستان مادر را گاز بگیرد و مثل خر لگد بزند! " تا آنجا که معلوم وعيان است تقریبن همه نوزادان چنین کاری می کنند ! گويا تمام ابناء بني بشر سرپايي...استغفرالله...
درچنین عهد و زمانی که ما ايرانيان غوطه در فلسفه جماع ایستاده، نشسته یا خوابیده بودیم، سوئدی های کافربجای این کشفیات مشعشعانه دنبال پیشرفت و تکنیک و آسایش دنیوی واخروي شهروندان خود بودند. بگذریم...
جنگی که از سنه ۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸ ميلادی در اروپا براه افتاد و با نام جنگ ۳۰ ساله در تاريخ ثبت گرديد آتش به جان و به خانمان کشورهای اروپائی بويژه سرزمين آلمان ( Heiliges Römisches Reich Deutscher Nation ) یا " holly roman empire " انداخت. اين در گيری ۳۰ ساله علل مختلف داشت که بخشی ازآن به بهانه دوشقه شدن مذ هب مسيح به کاتولیک و پروتستان بود. این جنگ که تقريبن همه کشورهای اروپايی آن زمان را به آتش کشید، هابسبورگ های کاتوليکِ اتريش و اسپانيا را از يک طرف و فرانسه، هلند، دانمارک و سوئدپروتستان را از طرف ديگر بجان هم انداخته بود و سرزمين آلمان شده بود مرکز تاخت و تازآنها و چنان دماری از روزگار مردم این سرزمین " مقدس" درآوردند، که تا آن زمان کمتر در تاريخ سابقه داشته است. هابسبورگ ها با پیشرفت بسوی شمال و با اتحاد با دولت پادشاهی لهستان که هر چند آنها نیز از سلسله پادشاهی واسا و خویشاوند سوئدی ها بودند ولی مناقشات خانواده گی، آنها را ازهم جدا کرده بود، تا مرزهای در يای بالتيک پيش رفتند و با تسلط بر بخشی از سواحل آن، پادشاهی سوئد را در معرض تهديد قرار دادند. گوستاو دوم پادشاه مقتدرسوئد که در ابتدای جنگ تماشاگراين درگيری بود و تقریبن پیش بینی چنین وضع نا هنجاری را می کرد، پس از شکست دانمارک و ازهم پاشيدن شدن نيروی دريائی آن کشور دردريای بالتيک برای پرکردن جای خالی آنها وتسلط بر دريای بالتيک و مقابله با رقيب و پسرعمویش پادشاه لهستان و بویژه برای تسلط برخاک آلمان وگرفتن عنوان پادشاهی بر سرزمین holly roman empire آستين ها را بالا زده و شروع به تقويت نيروی در يائی کشورش نمود که قبلن هم با مشاهده روند جنگ دست به اقدام هاي مقدماتي زده بود.
گوستاو آدولف واسا
پادشاه سوئد در ۱۶۳۰ميلادی به بهانه طرفداری ازآلمانها که نسل اندر نسل از طرف مادربا آنها فاميل بود، زيرا پادشاهان سوئد با علاقه با شاهدخت های زيبا وفهميده و ديسيپلين زده آلمانی ازدواج می کردند، با هابسبورگ ها وارد جنگ شد و بادليری و شجاعتی که نقل گفته ها و نوشته های تاريخ نويسان اروپايی است هابسبورگ هارا شکست داد و سربازان سوئدي آنها را تا ايالت باواريا و مرزهای اتریش عقب راندند. گوستاو آدولف پادشاه در يکی از اين درگيري ها با وجود اظهار رشادت در جنگ به قتل رسيد. و همان طور که در آن زمان معمول بود، به جسدش بی احترامی بسیار کردند. من از شرح بیشتر و نقل جزئيات این جنگ در می گذرم وبه همین مقدار بسنده می کنم چون هدفم شرح جنگ ۳۰ ساله اروپا نيست (هر چند به علاقه مندان توصيه مي کنم شرح اين واقعه عبرت انگيز تاريخي را در کتب تاريخي بخوانند)، بلکه اين همه گفتم تا به شرح " واسا " که در اول اين ياد داشت ازآن ياد کردم برسم و شما را با خواندن این مقدمه از اوضاع آشفته آن زمان اروپا آگاه سازم و بگويم که چرا و به چه دلیل اعلي حضرت گوستاو آدولف در سال 1925 یعنی هفت سال پس از شروع جنگ در اروپا و درست هفت سال پيش از مرگش با ساختن کشتی عظیمی تصمیم گرفت نه تنها نام سلسله " واسا " را جاودان کند و کشورش سوئد را به قدرتمند ترين کشوراروپائی ارتقا دهد بلکه با تسلط در یائی بر دریای بالتیک و سواحل جنوبی اش که برای سوئد ارزش حیاتی داشت خیال نزدیک شدن هر دشمنی را به سواحل دور ونزدیک اش از سر بدر کند.
کشتي جنگي " امير البحري" واسا Flagship VASA
وقتی جاسوسان اعلیحضرت خبر آوردند که لهستان مشغول ساختن کشتی های جنگی برای تقویت بيشتر نیروی در یائی خود است وبا پشتیبانی هابسبورگ هاي اتریشي رؤیای تسلط برسواحل در یای بالتیک را در سر می پروراند ، اعلیحضرت گوستاو دوم از فرط عصبانیت چکمه بر زمین کوبید و با هارت و پورت به زبان سوئدی !! دستور داد بهترین و زبده ترين کشتی سازان اروپا را به سوئد دعوت کرده و به حضورش بیاورند. که الحق کشتی سازان هلندی يکه تاز و سر آمد همه اروپائیان بودند. همان کشتی سازانی که " پتر کبیر" تزارروسیه 70 سال بعدش درس کشتی سازی را از فرزندان همین استادانی آموخت که گوستاو به سوئد دعوت کرده بود.
اعلیحضرت گوستاو آدولف واسا با خلعت پادشاهی و یونیفورم ملیله دوزی، چکمه به پا، با قد بلند وشانه های پهن، با سبیل های بافته و تافته و ریش بزی آراسته، دست به کمر روبروی کشتی سازان، توپ سازان، برنامه ریزان، مهندسین، و چند صد نفری که مسؤل ساختن کشتی ( نوح) بودند ایستاده و سخنرانی میکرد. تنها ازهلند چندین ده نفر متخصص و متبحر وکشتی ساز ماهر و کار آزموده که اسامی بیشتر آنها درتاریخ ثبت است و من لزومی به تکرار نمی بینم، به سوئد دعوت شده و درآنجا حضور داشتند. اعلیحضرت نوک سبیلهاي مبارک را تاب داده و فرمودند: اهم ..اهم، مردان، آقایان، استادان، مهندسین متخصصين ! چه و چه... برای من یک کشتی بسازید که از همه کشتی های دنیا کشتی تر باشد، سر تر باشد، بزرگتر باشد، بلند تر باشدُ سنگین تر باشد، خطرناک تر باشد، اين جور باشد اون جور باشد، از تخته و چوب، از توپ و از تشر و از کوفت و ازهرمار، هرچه لازم دارید پیدا کنید، انتخاب کنید، جستجو کنيد اگر "تر" دیدید " ترین " اش را، اگر "ترین" دیدید " ترترین" را و اگر ترترین دیدید " ترترترین" اش . اطرافش، به خصوص َتفرَش "پاشنه کشتی" با مجسمه ها و نقش و نگارها و فیگورها چنان مزین کنید که هم بزرگی کشورپادشاهی سوئد و عظمت سلسله پادشاهی واسا را در معرض دید دوست و دشمن قرار دهد و هم با مشاهده عظمت بدنه و آن مجسمه ها ي هيولايي و غول پيکرش کک توي تنبان و رعشه بر اندام دشمن بیافتد! عُذر و ُمذر و بهانه مهانه موقوف! مهندسین و متخصصین دست بر سینه نهادند و تا کمر خم شدند و گفتند: " اعلیحضرتا امرکم طاعتا " یا همچین چیزی. سپس اعلیحضرت به خزانه دار دستور داد سرکیسه را شل کند و هرچه پول لازم دارند دراختبارشان بگذارد ! مهندسین، طرح ساختند، برنامه ریزان برنامه ریختند و دیدند که ساختن و نصب این همه مجسمه و فیگور وشکلک های سنگین، آنهم در ارتفاع بالای کشتی، درارتفاع ده پونزده متری بالای آب، به استاتیک و استابیلیتی و تعادل و قدرت شناوري کشتی لطمه می زند. و بايد راهي جست. برای مقابله بااین مشکل راه حلی وجود داشت: " تعان "... ولي تعان چیست...؟
ادامه دارد