هرچند در دریا، بهاجبار شغلی، تنها، بیدوست و بی یار و یاور بودم، اینجا در اینترنت اما این سعادت را یافتهام که با تعداد زیادی از هممیهنان فرهیخته و مهربان آشنا شوم، که در رسانیدن یاری، کمک و راهنمایی دریغ نکرده، مرا شرمنده محبتهای خویش ساختهاند. اولین قالب بلاگفای من چنان لخت و عور بود که در و دیوار بر او میگریست. نه تنها خوانندگانم که خودم نیز دلم برایش میسوخت.
دوستی نازنین از خطهی گیلان بنام گیلیران قالب زیبایی برایم ساخت که مدتها، یعنی حدود یکسال، میزبان شما بود و من خاطرات و دغدغههایم را بر تارک آن مینوشتم و منتشر میکردم. ستون های اصلی این قالب هنوز یادگار آن زمان و ساختهی همین دوست نازنین است.
پس از آن دوست مهربان و عزیز دیگری که نیاز به معرفی ندارد یعنی سعید حاتمی ، یعنی همان کس که اغیار این اواخر چرخاش را بی چرخ کردهاند، زیر بازوی میداف را گرفت و با وجود همه گرفتاریها همهگاه در امور وبلاگی و اینترنتی راهنمایم بود و هست. دوست عزیزی که از صحبت کردن با او خسته نمیشوی.
اینک یک جوان تحصیل کرده و فرهیخته دیگر بنام "میدی" Meydie از وطن که دستی استادانه در قالبسازی دارد پیشنهاد داده است دستی هم به سر و روی «میداف» نازنین بکشد و قول داد با نرمی و مدارا با آن رفتار کند، به طوری که فقط کمی آب از آب تکان بخورد! فوری پذیرفتم. «میدی» که به گفته خودش گویش جنوبی «مهدی» است مهندس جوانی است ازآن طیف جوانان وطن که آیندهسازان ایران امروز و امید ایران فردایند و باعث افتخار و البته همه فن حریف. او نیز باهمه گرفتاریهای شغلی آستینها را بالا زد و به زیباسازی "میداف" پرداخت.
خودتان چهرهی فعلی «میداف» را تماشا کنید و ببینید چه کردهاست این جوان. من مجدا خودرا در قلب دریا و سوار بر موج حس میکنم و میگویم میدی جان سپاس، دستت درد نکند.
حالا اگر شما هم خواستید تبریک بگویید بفرمایید من حاضرم به نمایندگی از «میدی» عزیز آنها را بپذیرم!