جمعیت از طرفی خوشحالند که یک آخوند دُِگم و پَخمهی عمامه بهسری، ذوب در ولایت مطلقه جهل و جور و فساد، بهعنوان نماینده مملکتی که در آستانه اتمیشدن است به این همایش فرستاده نشده است. از طرف دیگر فکر میکنند فرستادن رئیس قوه مقننه یک مملکت به این کنفرانس چه ربطی به شقیقه دارد؟ مگر آدم ندارند؟ و در نهایت در شگفت اندراند که چگونه این بچه آخوند، کنفرانس امنیتِ جهانی را با صحن مجلس شورای اسلامی عوضی گرفته است؟ و او هم مثل عمامه بهسرانشان منطق سرش نمیشود و مطالب تکراری را دایم

نشخوار میکند؟
البته آنها شاید ندانند لاریجانی نیز از همان آبشخور سیراب شدهاست که یک معممی مثل جنتی و خزعلی و احمد خاتمی و گرنه در حکومت الله و در پُستِ کلیدی راهاش نمیدادند. و اینک نیز آنچه استاد ازل به او گفتهاست میگوید و گر نه از خود حرفی و سخنی ندارد.
میگویند لاریجانی قبل از پرواز به اروپا، برای کسب تکلیف به دیدار رهبر رفته بوده است. رهبر به وی گفته: شاید صلاح بود ما هم مثل دیگران وزیر امور خارجهمان را به این کنفرانس بفرستیم ولی این آقای وزیر خارجه، اگر چه قیافهاش آخوندطلب و نشانِ مُهر و عبادت بر پیشانی دارد ولی یک کمی زیادی متکی به شخص ما است و گاهی جملات نسنجیدهای بر لب میآورد.
مثلا در گعده پیشین، ما گفتیم گور بابای فلسطین و حماس! وقتی جان بچههاشون برای خودشون ارزشی ندارد ما چرا بقه بدرانیم، گفتیم این نرهغولها شکم خودشان را نمیتوانند سیر بکنند، برای سد جوع محتاج گدایی نزد ما و دیگران هستند و لی بچه پشت بچه پس میاندازند! خُب ... قبول، نفوس اسلام را بالا میبرند ولی آخه این همه گشنه گدا هم حدی دارد.
خُب... سیاست ضد آمریکایی ما ایجاب میکند شلوغاش بکنیم، پول و اسلحه به لبنان و به غزه بفرستیم. گفتیم دخالت ما در شمال و جنوب اسراییل، برای گشودن جبههای برای مقابله با آمریکاست و یک نوع سرمایه گذاریست؛ یک نوع پشتوانه است. برای تداوم خودمان و برای بقای حکومت خودمان و گرنه گور بابای خالد با مشعلاش.
لاکن این متکی رفت و ما را رسوا کرد و گفت کمک ما به تروریستهای حماس یک سرمایه گذاری است. گفت حماس و حزبالله دست دراز ما در مرزهای اسراییل است، که البته درست میگوید ولی چون بچه آخوند نیست سیاست هم سرش نمی شود. حالا هم اگر او را تنها به نشست مورنیخ و پورنیخ و چه و چه بفرستیم بعید نیست در عالم سادگی ما را بیشتر از این خیط و رسوا بکند..
تو همراهاش برو و حواسات به او باشد. من هم نصیحت کردهام دستورات تو را اطاعت بکند، و هر چه ما گفتیم و میگوییم او بیش از این متکی به اوامر و دستورات ما باشد. حالا برو سر تمام این اروپاییها و آمریکاییها را شیره بمال! یه فکری هم برای این اسم وسطیات بکن! مگه تو اردشیر دراز دستی؟!

لاریجانی و متکی، که یک گروه از نور چشمیهای بیکار و مفتخور نیز، به هزینه ملت ایران، با خود به اروپا آوردهاند، اگر خداوند تبارک و تعالی یک جو عقل و شعور به این دو عنایت کرده بود و اگر رهبر جاهطلبِ مردمفریب اجازه داده بود، باید از این فرصت طلایی بیشترین بهره را میبردند و در حاشیه این کنفرانس با آمریکاییها به گفتگو مینشستند و آغازی برای رفع مشکلات فیمابین به وجود میآوردند، که بیشترین ضربه را ما خوردهایم از تحریمها و بیشترین ضرر را ما دیدهایم از این هایوهوی و از این هوچیگریها ... و نه آمریکا.
ولی افسوس، هیهات... که آخوندها و آخوندصفتانِ ایرانستیز، بقا و تداوم حکومت خویش را در کینه و نفرت، در جنگ و خونریزی، در تنش و نا آرامی میبینند.
*
وزیر خارجه آلمان لاریجانی را نصیحت میکند میگوید دیالوگ مستقیم را با آمریکا بپذیرید! فرصت را غنیمت بشمرید!!
لاریجانی اما در مکتب آخوندی پرورش یافته است. خود را به نادانی میزند و میگوید: بعله بعله ... اینک یک فرصت طلایی برای آمریکا دست داده است که بیایند و از ما عذر خواهی بکنند.
«اشتاین مایر» او را از رؤیا بیرون میآورد و میگوید: دستِ دوستیی اوباما، که پس از سی سال سکوت مطلق، به سوی شما دراز شده است حمل بر گنهکاری و عذرخواهی آمریکا مپندارید. قصد آنها صلح و آشتیست و نه اظهار عجز و عذرخواهی! و با نگاهی شماتتآمیزاز خود میپرسد عذرخواهی از یک مشت آخوند بی شعور فتنهجو؟
لاریجانی طفره می رود و اسراییل را مسبب همه بدبختیها در جهان میشمرد. سپس به اتمی بودن هندوستان و پاکستان اشاره میکند که وقت و بیوقت یک بمب اتمی جدید را هوا میکنند و میگوید: چرا تا کنون به آنها اعتراض نکردهاید و نمیکنید؟ آیا آن دو کشور را هم تحریم کردید؟ نصیحت کردید؟
آیا بامی از بام ما کوتاهتر ندیدهاید؟ ما که نمیخواهیم به کشور دیگری حمله اتمی بکنیم. آیا این رفتار شما یک معیار دوگانه نیست؟
صدای اعتراض و پچ پچ حضار از گوشه و کنار جلسه بلند میشود. یکی از نمایندگان میپرسد: شما خوتان را با هندیهای دموکرات مقایسه میکنید؟ میگویی نمیخواهید به کشور دیگری حمله کنید؟ پس این غلطها چیست که احمدینژاد میکند و دم از نابودی این و آن کشور میزند؟ مگر همین رئیس مجلس تشخیص بیمصلحت شما نبود که گفت پرتاب یک بمب اتم کار اسراییل را تمام می کند؟ نکنید اینطور که نیروی جهانی یکدست شوند و شما ها را به زبالهدان تاریخ یریزند.
یک نماینده محافظهکار پارلمان فرانسه حاضر در جلسه با لحنی تند به لاریجانی میگوید: معیار دوگانه؟ آیا شما شنیدهاید که مثلا نخست وزیر هند یا رئیس جمهور پاکستان هرگز سخنی در ارتباط با محو و نابودی یک کشور مستقل و عضو سازمان جهانی را بر لب بیاورند؟
و پشتاش سخنگوی سیاست خارجی پارلمان آلمان، عضو فراکسیون دموکرات مسیحی، با نگاه عاقل اندر سفیه از لاریجانی میپرسد: آیا میدانید که حماس بیش از 8000 موشک به سوی اسراییل شلیک کرده است؟ آیا میدانید این حماس بود که آتشبس موجود را لغو کرد؟ آیا میدانید ما به حماس اطلاع دادیم که از کمکهای سرشار اروپا و آمریکا، برای آبادی نوار غزه برخوردار خواهند شد، اگر صلح با اسراییل و موجودیت آن کشور را بپذیرند؟ آیا میدانید که این فتنهها همه زیر سر رهبر شما و رئیس جمهور شما است که با انکار هولوکوست و با ارسال کمکهای مادی و نظامی و تأمین موشک و راکت به حزبالله و حماس، به آتش جنگ در خاورمیانه دامن میزند؟ آیا هیچ متوجه هستید که این اعمال، مملکتِ شما را به صورت یک خطر بالقوه برای خاورمیانه و برای جهان در آورده است؟ آقای رئیس مجلس اسلامی آیا از این اعمال خبر دارید؟
قیافه لاریجانی مثل سنگ میشود و اگر تیرش میزدی خوناش نمیآمد.
این فرنگیهای ختنه نکردهی نا مسلمان نه تنها صلوات برایش نمیفرستند که محاکمهاش هم میکنند. چشم حزبالله و ثارالله و جندالله و بسیج و پاسدار دور دیدهاند. تو دلاش میگوید اگر در یکی از دانشگاههای ایران بودیم و شما هم مثل بعضی از دانشجوهای ایرانی جرأت پرسش به خود میدادید شما را به آنجایی می فرستادیم که مادرتان پشیمان از زاییدنتان بشود.

سپس ناگهان میپُکد، میترکد، منفجر میشود. دو قطعه عکس از جیبِ کُت مچالهشدهاش بیرون میکشد و در حالیکه مدعیست عکسها متعلق به کودکان غزهاست و نه از کودکان زیر آوار زلزلهی بم، فریاد میزند: آخه نا مسلمانها شما دلتان برای این کودکان معصوم نمیسوزد؟ مگر نمیدانید پشتیبانی از حماس برای ما یک افتخاراست؟ بعد تو دلاش میگوید: اگر رهبر این سخنان مرا بشنفد کیف میکند هی هی هی ...
یکی از اعضای حاضر در کنفرانس از گوشهای فریاد میزند: آیا عکسی هم از کودکان اسراییلی در جیب دارید، که توسط موشکهای قسام و راکتهای گراند و کاتوشاهای اهدایی شما، یا بر اثر انفجار کمربندهای انتحاری حماسیون تکه پاره شده باشد؟ و با تمسخر می پرسد مطمئنی عکسهایی که نشان دادی مال مملکت خوتان نیستند، که یک ملت محجوب و پر افتخار را در قفسی به بزرگی ایران زندانی کردهاید؟
*
لاریجانی اما میزند به صحرای کربلا و میگوید: اعتراض میکنید به اینکه پروفسور دکتر احمدینژاد هولوکوست را انکار کرده است؟ من واقعا تعجب میکنم! واقعا تعجب میکنم!
ناگهان یادش میآید اگر خودش هم هولوکوست را انکار کند طبق قانون آلمان او را میاندازند تو هولفدونی و اگر مصونیت سیاسی بهدادش برسد، دستِکم پس گردناش را میگیرند و میفرستندش به همانجایی که آمده است.
پس ادامه میدهد که: والله من فقط پیازم و چیزی نمیدانم. من تاریخدان هم نیستم تا بدانم هولوکوستی وجود داشته یا نداشته است من یک سیاستمدار اسلامی هستم و تابع دستورات رهبر و میدانم که در ایران اسلامی، که آزادی بیان موجود است، ما میتوانیم بی دردسر هولوکوست را انکار بکنیم. ما حتا میتوانیم قوم یهود را هم انکار بکنیم. ما حتا میتوانیم موسا و اسحاق و داود و سلیمان را هم، اگر دلمان بخواهد، انکار بکنیم. ما آزادی بیان داریم آقا...
حالا شما اگر آزادی ندارید و نمیتوانید انکار بکنید به خودتان مربوط است. البته بستگی به این دارد که آدم چه جوری با موضوع برخورد بکند. مثلا ما با آمریکا و با اسراییل مخالفیم؛ میگوییم هولوکوست و مولوکوستی جود نداشته است و این چیزها تبلیغات صهیونیستیست. شما لاکن مخالف نیستید میگویید و جود داشته است. خُب به من چه...؟ این به آن در...
سپس فهر میکند و با بیحوصلگی میگوید: نوچ... من اصلا نمیخواهم دیگه در باره این موضوع صحبت بکنم، مگه زور است؟ از این گذشته شما در غرب کاریکاتور پیغمبر ما را کشیدید و اینجوری به ما توهین کردید و ما هیچی نگفتیم... حالا ما حق نداریم دستِکم هولوکوست شما را انکار بکنیم؟ وقتی میگوییم شما هم صهیونست هستید برای همین است.
من هم دیگه حوصله جر و بحث با شما را ندارم. اصلا شما همه با ما مخالفید، تمام دنیا با ما مخالفاند.

دیالوگ بی دیالوگ! صلح بی صلح...! مذاکره بی مذاکره ... نخواستیم پدر جان نخواستیم... مگه زوره ...
همانطور که سه سال آزگار با این دست و آن دست کردن یک کلاه نمدی سر اروپاییها گذاشتیم؛ یک عمامه هم روی سر تراشیده رئیس جمهور کمتجربه اوبامای تان خواهیم گذاشت! خیلی هم بهش میآد...