تبليغاتX
میداف
در چند روز گذشته چنان سیل تلگرافات، حامل تحیت و تهنیت و شادباش‌ از جانب آیات عظام و علمای اعلام و حجج اسلام در ام‌القرائ ایران، به‌سوی بیروت پایتخت لبنان، به‌حضور ذیجود شیخ المعظم السید الحسن النصرالله، سلام‌الله علیه و آباءهو و اجدادهو و اولادهو اجمعین، در رابطه با پیروزی بر صهیونیسم جّرار و پیروزی در تبادل اسرای اسلام، سرازیر شده‌است که ناظران بین‌الملل تا کنون کم‌تر نظیرش را دیده‌اند.
حضرت شیخ، در دو دقیقه‌ای که برای در آغوش گرفتن سمیر قنطار، قاتل کودکان دوساله و چهارساله یهودی، جرأت کرده بوده از پناهگاه امن‌اش بیرون بیاید، جایی که وی از ترس موش کوچولوهای صهیونیست‌ها، معروف به (موشک)، دایم در پناهش به‌سر می‌برد، ٱری در همان دو دقیقه خروج و توقف در هوای آزاد، در حالی‌که دو چشم‌اش دایم دزدکی به آسمان خیره بوده است، چنان کمر صهیونیسم بین‌الملل و استکبار جهانی را شکسته بوده‌است، که هیهات دوباره جان گیرند، که همین امرسبب‌ساز تهنیت‌های بی‌شمار آیات عظام مقیم ایران شده است.
رویتر از بیروت گزارش می‌دهد تبادل اسیران شامل بوده است از 199 تابوت به‌انضمام چهار قهرمان زنده مبارز قاچاق‌چی مواد مخدر و یک آدم گردن کلفت دختر بچه‌کش شهیر و جان‌فشان، که در زندان اسراییل به خرج یهودی‌ها سواد خواندن و نوشتن را آموخته و از دانشگاه آزاد تل آویو لیسانس و تخصص گرفته‌است. ایشان قول داده‌است بزودی دو باره در لباس رزم به سرزمین یهودیان یا فلسطین اشغالی مراجعت کند و با قنداق تفنگ‌ سر چند کودک دیگر اسراییلی را له و لورده نماید. اسیران از طریق صلیب سرخ جهانی، به حزب‌الله لبنان تحویل داده شدند. در مقابل اجساد متلاشی‌شده دو سرباز جوان بی‌گناه اسراییلی، که در حین خدمت نظام و پاسداری از مرزهای وطن به‌شهادت رسیده بوده‌اند، به اسراییل تحویل داده شده است.
با خبر شدیم آیت‌الله العظمی العبدالحمید المیداف، دام عُمره العالی، نیز تیریک و تهنیتی خدمت آیت‌الله شیخ حسن نصرالله ارسال فرموده‌اند،که متن پیام به‌شرح ذیل است:
السلام عليكم و رحمه الله
بسم الله الرحمن الرحيم
اذا جاءنصرالله والفتح و رأيت الناس، که از دولتی رفتار و کردار شما و ما يخرجون في دين الله افواجا، فسبح بحمد ربك واستغفره انه كان توابا
التسبيح والحمد علي ما اولاكم من النعمه و فتح لكم فتحا مبينا و جعلكم قدوه و معياراللعظمه و عزه الاسلام وامناء علي حراسه دينه و اعوانا للأمام المنتظر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء والاستغفار مما كان البعض يستبطؤون لوعدالله و يقولون متي نصرالله و الله يقول الاان نصرالله قريب، و لاکن عگر عین صهیونیست‌ها بگذارند...
.والسلام والتحيات علي الاخوه الاعزه حزب الله و الجمیع الچماقداران الاسلامیه فی‌البلاد الاسلام والتوابع ... نحمدالله و نشكره علي ان احسن بهم اذ اخرجهم من السجن و جاء بهم من البدو من بعدان نزغ الشيطان بيننا و بينهم ان ربي لطيف لما يشاء انه هوالعليم الحكيم. ان‌الله یحب‌الچماقین.

برادر عزیز و مهربان شیخ حسن نصرالله، یا اخی!
دو سال پیش، در همان زمان که شما دو سرباز اسراییلی صهیونیستی را، با غافل‌گیری در مرز لبنان و عزراییل به گروگان گرفته، آنها را ذبح اسلامی و تیکه پاره کردید و از همان موقع که طیاره‌های دشمن به تلافی این شبیخون تقریبا خانه‌ای را در بیروت آباد نگذاشتند، علی‌الخصوص که مبارزان دلیر حزب‌الهی موشک‌های خود را از پشت بام مدرسه‌ها و بیمارستان‌ها و از زیر خشتک پهن و گشاد نسوان شلیک می‌کردند، فلذا طیاره‌های دشمن ده ها هزار برادر و خواهر حزب‌الهی را، به‌زور به‌نوشیدن شربت شهادت مجبور کردند، آری من از همان زمان به مدیریت و درایت و جنگجویی و استواری قدم و قدرت دیپلماسی و قهرمانی و شهرت جهانی حضرتعالی پی بردم...
ایکاش شما به عنوان مشاور دیپلماسی و سیاسی و جنگی دولت احمدی‌نژاد به ایران می‌آمدید وهمان‌طور که بیروت را بر سر خودتان خراب کردید، طهران را نیز بر سر ما خراب و ویران می‌کردید، که خداوند یک در این دنیا و صد در آخرت، مضاف به پولی که میلیون ملیون در اختیارشما قرار می‌دهیم، به‌شما اجر دهد.
*.
اگر درباز سازی بیروت، ما با پول مفت نفت به هر کدام از شما 25 هزار دلار دادیم و خانه‌هایتان را باز‌سازی کردیم و حقوق و مقرری‌تان را برای سالها تأمین نمودیم، در عوض توقع داریم آن زمان که عامریکاعی‌ها و صهیونیست‌ها مراکز اتمی و پاسگاههای بسیجی و پاسداری و شاید هم پناهگاه‌های خود ما را بر سرمان خراب می‌کنند، شما هم به خیابان‌های بیروت بریزید و فریاد بزنید: حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط نصرالله ...
*
من توقع ندارم شما خودتان را برای ما مجوس‌ها به آب و آتش بزنید، که نمی‌زنید و برای دفاع از ما به پشت بام مدرسه‌ها هجوم ببرید و یا توی حیاط خانه سالمندان جبهه بگیرید و از آن مکان‌ها و یا از زیر خشتک خواهران عفیفه‌ی طیبه‌ي معظمه‌ی مسلمه، موشک هوا کنید و عزراییلی‌ها را ناچار سازید باز هم مثل دو سال قبل و شاید بد تر از آن بیروت و میروت‌تان را زیر و زبر سازند و خاکش را به‌توبره بکشند نع... نع ... لا وُلک...
لا وُلک، ولی تو قع داریم دست‌ِ‌کم شعاری معاری به‌نفع ما بدهید تا دهان این امت همیشه در صحنه ما بسته شود که هی داد می‌زنند و می‌گویند:
حرام‌تان باد پول ما را که مفت می‌برید و می‌خورید و تو سواحل سن تروپه و کان و نیس و تو پلاژهای بیروت هدر می‌دهید و با آن‌ها چه عشق‌ها می‌کنید و با پول ما بچه‌هایتان را به هاروارد و کمبریج می‌فرستید...
و ما خودمان به کلیه فروشی مشغولیم و در بازار‌های دوبی برای شیوخ تن فروشی می‌‌کنیم...

زادكم الله توفيقا و تسديدا
فی البرج الرجب و الشوال و الشعبان المعظمه فی سنه 1429
2 نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 1:14  توسط  حميد میداف 
در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است رهبر باید مدیر و مدبر باشد.
سال‌ها بر طبل دشمنی با آمریکا و عدم مذاکره با شیطان کوبیدند. چوب‌اش را در همه زمین‌ها، بویزه در عرصه اقتصاد خوردیم. از جنگ و تلفات انسانی و خسارت‌های مالی‌اش چیزی نمی‌نویسم، که همه برکت خدا بودند. یک نفر بجای هفتاد میلیون فکر می‌کرد و فکر می‌کند، مصلحت‌ ملتی را آن‌جور که خود می‌طلبد تشخیص می‌دهد و تصمیم‌ می‌گیرد. نمی‌گوید هر گاه ملت، بل‌ هر وقت « من » مصلحت دیدم، باب گفتگو را با شیطان‌های کوچک و بزرگ باز می‌کنم. هیچ‌کس را یارای نقد و انتقاد نبوده و نیست.
اینک که دوره ریاست جمهوری بوش به آخر رسیده است و این گاوچران کله‌شق تکزاسی قصد تلافی‌جویی از آن‌همه بی آبرویی‌ها و چوب لای چرخ گذاشتن‌ها را دارد و انتقام خون سربازان آمریکایی کشته‌شده در عراق و افغانستان را می‌طلبد، از طرف دیگر اسراییل تصمیم‌اش به پایان دادن به غنی‌‌سازی و اتم‌بازی آخوندی‌ست، ناگهان رهبر از بیم جان و از ترس جدایی اجباری با قدرت‌خانم، مدیر و مدبر می‌شود، راضی می‌شود برای مذاکره با هر شیطانی، که اگر مملکت صاحب داشت و سؤال و جوابی در کار بود، مردم می‌پرسیدند: چرا با این‌همه تأخیر؟ چرا با این‌همه فرصت‌سوزی؟
هر کس دیروز سخنان رهبر عظیم‌الشأن را در توجیه مذاکره با آمریکا شنیده باشد نزد خود فکر می‌کند چه استادند این آخوندها در سفسطه و عوام‌فریبی! در شعبده‌بازی و حّرافی و دروغ‌گویی! و بی‌چاره ملت ایران که هرچند در قاموس آخوندی پشیزی ارزش ندارد و لی عجیب، وقت و بی‌وقت، دست‌مایه شارلاتان بازی‌های شان قرار می‌گیرد و عزیز و محترم می‌شود. به‌نامش سخن می‌گویند و برایش تصمیم می‌گیرند و در صورت اعتراض به‌مسلسل بسته می شوند.
*
و بی‌چاره احمدی‌نژاد! طفلک با همه هارت و پورت‌هایش در مجموع آدم ساده‌ای‌ست. خمینی جام زهر را دست‌ِکم خود شخصا سر کشید، مبادا کس انتقاد کند چرا این همه دیر؟.
این سیدعلی حسینی خامنه‌ای اما جام‌اش را در کف دست دکتر محمود احمدی‌نژاد گذاشته‌است تا وقت‌اش که رسید بنوشدش و دست بکشد از اهم اهم هایش. ( انرژی هسته‌ای حق مسلم ما‌ست).
*
شیخ نصرالله یا نصر الشیطان؟
هر زمان هیکل و اداهای سید حسن نصرالله، این عوام‌فریب خود شیفته‌ی مفت‌خور را می‌بینم، چنین می‌اندیشم: مرد خدا و این همه نفرت؟ پیشوای مذهبی و این‌همه کینه و عداوت؟ حتا تا لحظه آخر چنین مانور داد که یک روزنه امیدی برای زنده بودن دستِ‌کم یک سرباز اسراییلی وجود دارد. نه به این دلیل که دل سنگ‌اش برای سوز دل مادر، خواهر، و یا همسر سربازی می‌سوخت! بل به این‌جهت که داغ ‌شان را در لحظه آخر تازه تر و امید شان را بیش‌تر به یأس مبدل سازد. تُف به این بی شرمی و قساوت. او می‌گفت روز تحویل اسرا ما جشن خواهیم گرفت و آن‌ها عزا.
در استقبالی که از تروریست و آدم‌کش حرفه‌ای سمیر قنطار، و چهار همراه‌اش در بیروت به‌عمل آوردند، که این یک دستش به خون پنج‌نفر از جمله دو کودک بی‌گناه اسراییلی آلوده‌است و آن چهار در شرارت و قاچاق مواد مخدر شهره‌‌اند، افراد و اعضاء حزب‌الله لبنان، دست‌شان را به علامت سلام هیتلری بالا برده بودند. این مسلمانان نا مسلمان، در صدر آن‌ها شیخ نصرالله، از هیچ عملی و هیچ کلامی که داغ دل بستگان دو سرباز کشته شده را جریحه دار تر کند، فرو گزار نکردند. اوج وحشیگری و سبعیت اسلامی.
این قومِ آکنده از شر و نفرت، پیکر دو سرباز جوان را چنان لت و پار کرده بودند که مسؤلین فقط از طریق (دی ان آ) توانسته‌اند هویت‌ آنها را تشخیص دهند.
*
تحویل یک آدمکش و چهار قاچاقجی مواد مخدر، همچنین استرداد حدود 199 لاشه تروریست‌های اسلامی به لبنان در مقابل تحویل جسد فقط دو سرباز، همچنین رفتار و کردار متمدنانه اسراییلی‌ها در این داد و ستد، نشان از اوج فرهنگ، ادب، عزت و آقا منشی یهودیان داشت. یاد بگیرند آخوندهای اسلامی، چه در تهران چه در بیروت چه در غزه!
در مقابل هلهله و شادی و جشن و سرور و رفتار و کردار مسلمانان متعصب و گُر گرفته در استقبال از چند تروریست، نشان از حضیض ذلت و خواری داشت بود... آن کجا؟ و این کجا؟
2 نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 15:51  توسط  حميد میداف 
آتش‌افروزی‌های اخیر، تهدیدهای مداوم و هل من مبارز طلبی‌ی آخوند‌ها‌، که تریبون جهانی را با منبر روضه‌خوانی عوضی گرفته‌اند، سر انجام نه تنها کار دست خودشان خواهد داد، بل باعث ویرانی زیربنای کشور و از همه مهم‌تر، مسبب از هم‌پاشیدگی ایران خواهند شد.
ایران هرگز مثل امروز آماده تجزیه و از هم‌پاشیدگی نبوده است!
پیوند اقوام متعدد ایرانی، در طول تاریخ، نه از سر مهر و اتحاد‌طلبی، که با ضرب توپ و تفنگِ حکومتِ قدرتمند مرکزی بوده است. در دوره نادر و قاجار به همین نحو و در زمان پهلوی‌ها به‌همچنین.
اگرنادر و آقا‌محمد‌خان بنا را بر تبعیض قومی ‌می‌گذاشتند، حکومت آخوندی شالوده‌اش بر اساس تبعیض دینی و جدایی مذاهب است. اقلیت‌های قومی را با اقلیت‌های مذهبی عجین کرده است. به‌ویژه ارجحیت شهروندان شیعی بر دیگران. پانزده میلیون سُنی را نه در مقامات کشوری جایی هست و نه در مقامات لشکری مکانی. نه حتا اجازه داشتن مسجدی برای نیایش دارند. از تبعیض‌های متعدد برای شهروندان زردشتی، که صاحبان اصلی خانه‌اند، از بهائیان، مسیحیان و از یهودیان حرفی نمی‌زنم.
*
خواه آمریکا تأسیسات هسته‌ای ایران را به بهانه پاسداری از صلح جهانی بمباران کند، خواه اسراییل از ترس جان و برای حفظ موجودیت خویش، چیزی که پیش‌بینی‌اش آسان است، در همان مراحل نخست تکلیف جنگ معلوم خواهد شد. آخوندها تلاشی مذبوحانه برای ویران کردن هرچیز و هر جا، خواهند کرد ولی چون سُنبه پر زور است، هر یک به سوراخی خواهند خزید.
چه دولت آمریکا و چه اسراییل، هر دو کشور عاقل‌تر از آنند که صدمه‌ای به شهروندان ایرانی برسانند. اسراییل در محاصره دشمنان عرب است. ملت ایران نیز همانند ترکیه با اسراییل سر جنگ ندارد، سهل است، انس و اُلفتی دیرینه و پیوندهای فرهنگی و تاریخی آن‌ها را به‌هم جوش می‌دهد. بسیاری از مقامات کشوری و لشکری اسراییل ایرانی‌زاده‌اند و مام وطن، زادگاه خویش را، بسا دوست‌تر دارند تا آخوندهایی، که ایران را برای پر کردن جیب گشاد خویش می‌طلبند.
دعوای آخوندهای مقیم ایران با اسراییل و قوم یهود، چون خود در اصل عرب‌زاده‌اند‌ و ریشه در جزیرةالعرب دارند، حمایت از پسر عمو های خویش، نظیر خالد مشعل، اسماعیل هانیه و حسن نصرالله و غیره است و این ربطی به ایران و مصالح ایران ندارد.
نه اسراییل و نه آمریکا طالب نابودی ایران نیستند. منافع‌شان نیز چنین ایجاب نمی‌کند. اگر هم حمله‌ای صورت گیرد اهداف، تأسیسات اتمی خواهند بود و بس. ولی چنان‌چه آخوندی‌های عقل‌ربوده، منافع آمریکا را در منطقه به‌خطر بیاندازند یا به کشورهای همسایه عرب تجاوز بکنند، خود عرب‌ها، که از قدرت هوایی زیادی برخوردارند، با کمک یا بدون یاری آمریکا، همه تأسیسات نفتی و اقتصادی ایران را ویران خواهند کرد. قدرت‌اش را هم دارند.
آلتورناتیو چیست وراه کدام است؟
آخوندها در طول مدت سی سال حکومت‌شان اقتصاد مملکت را ویران، جیب و حساب‌های بانکی خویش را مملو و قبرستان‌ها را آباد کرده‌اند. خود با پای خویش نیز از این مملکت نخواهند رفت، هرگز! ما هم که عرضه مبارزه و پس‌زدن آنها را نداریم و سی سال است درجا می‌زنیم. یا باید بگذاریم سی سال دیگر و بیش‌تر ما را خوار و زبون‌تر کنند و مملکت مان را بیش‌تر بچاپند، یا باید منتظر بنشینیم تا دیگران شر این هیولا را از سر مان کم کنند، خجالت هم ندارد، حقیقت است.
تا بر روی ویرانه‌های باقی مانده، با پول نفت بشکه‌ای دویست دلار، نطیر آلمان پس از جنگ، ایرانی دیگر بسازیم، منتها نه در شکل و شمایل فعلی.

به‌محض فروپاشی قدرت مرکزی سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. کردستان، بلوچستان، آذربایجان، خوزستان و اقوام دیگر هر کدام استقلال خود را اعلام خواهند کرد. همانطور که شاه اجازه نداد اپوزیسیون سالمی در مملکت جان گیرد و کار به تسلط آخوند کشید، هم اکنون نیز آخوندها، که درد وطن ندارند، سینه هرکس را که دل‌اش برای ایران بطپد، با گلوله سوراخ می‌کنند و کاری می‌کنند که نه از تاک نشانی ماند و نه از تاک‌نشان.
به‌قول آلمانها: بعد از من توفان نوح
ولی قبل از وزش توفان، خود هرکدام به‌گوشه‌ای، ترجیحا به خارج از ایران، فرار خواهند کرد. از هم اکنون همه چیز برنامه‌ریزی شده است.
دوستانی که معتقدند آخوند‌ها را نمی‌بایستی اعدام کرد، بل باید بیایند و مثل دولت‌مردان آفریقای جنوبی، از مردم پوزش به‌طلبند، باید بگردند اول آخوندی پیدا کنند.
بعد از فروپاشی حکومت‌ اسلامی، حتا یک آخوند به درد بخور نیز نخواهید یافت که سرش به‌تن‌اش بیارزد و قابل محکمه و دادگاهی‌شدن باشد. اگر هم روزی روزگاری خامنه‌ای، رفسنجانی، واعظ طبسی یا شاهرودی و امثالهم را، مثل صدام، از سوراخی بیرون بکشید، باورمی‌کنید آن‌ها واقعا می‌آیند و از ملت ایران پوزش می‌طلبند؟ پوزش برای چی...؟
2 نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 23:13  توسط  حميد میداف 
" شعر آهنگ از همای "

" مه پاره "
شیرین لبی شیرین تبار
مست و می آلود و خمار
مه پاره ای بی بند و بار
با عشوه های بی شمار
هم کرده یاران را ملول
هم برده از دلها قرار
مجموع مه رویان کنار
تو یار بی همتا کنار
زلفت چو افشان میکنی
ما را پریشان میکنی
آخر من از گیسوی تو
خود را بیاویزم به دار
یاران هوار مردم هوار
از دست این بی بند و بار
از کف بدادم اعتبار
می میزنم جام پیاپی میزنم
هی میزنم هی میزنم بی اختیار
 


2 نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 1:15  توسط  حميد میداف